| دامپزشك جوان | |
|
یکشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٤
کاربرد نمره وضعیت بدن در مدیریت گله های گاو شیری ترجمه: مهندس روزبه اردبیلی
مقدمه: در سال شش زمان کلیدی وجود دارد که وضعیت بدن دام باید مورد ارزیابی قرار گیرد.این زمان ها عبارتند از:اواسط دوره خشکی،زایمان، و تقریبا 270،180،90،45 روز بعد از شروع شیرواری.آنچه در زیر می آید به شرح اهداف معین در خصوص وضعیت بدن در هرکدام از این مراحل می پردازد. دوره خشکی: نمره ایده آل وضعیت بدن برای یک گاو خشک 3.5 می باشد.برای حصول عملکرد و سلامتی مطلوب در مراحل اولیه شیرواری که در پی دوره خشکی می آید،وضعیت بدن باید حداقل 3 و حداکثر 4 باشد. اثبات شده است که یک گاو در طی شیرواری چربی بدن را با بازده بیشتری نسبت به دوره خشکی ذخیره می کند.گاها یک گاو قبل از اینکه به نمره وضعیت قابل قبولی برسد،باید خشک گردد.از اینرو یک مدیر باید گاوهای خشک را به منظور اضافه وزن و حصول نمره وضعیت مطلوب تغذیه کند.بدیهی است که یک برنامه تغذیه ای حساب شده همراه با بازدیدهای مکرر برای بالا رفتن وضعیت بدن گاوهای خشک(البته بدون چاق شدن گاو)ضروری است. علوفه خشک ساقه بلند و دارای کیفیت متوسط،بهترین خوراک علوفه ای برای گاوهای خشک به شمار می رود.علوفه با کیفیت بالاتر(از نظر انرژی و پروتئین)از قبیل سیلوی ذرت و هیلاژ یونجه باید با احتیاط و محدودیت بیشتری مصرف شوند تا از افزایش بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری به عمل آید. استفاده از علوفه با کمیت و کیفیت مناسب،مکمل های با انرژی پایین و فیبر بالا که حاوی مقدار کافی پروتئین،مواد معدنی و ویتامین ها باشد می تواند در مقادیر کنترل شده بمنظور دسترسی به افزایش نمره وضعیت بکار رود. حذف چربی اضافه در گاوهای خشک هم با استفاده از محدود کردن انرژی دریافتی طی دوره خشکی،عملکرد بعد از آن را با مشکل مواجه نخواهد کرد. اوایل شیرواری: گاو باید طی اوایل دوره شیرواری مکررا مورد ارزیابی قرار بگیرد.وضعیت بدن گاو -از آنجا که منعکس کننده ی ذخایر انرژی بدن است-اثر عمده خود را روی سلامتی،تولید و باروری گاو شیری خواهد گذاشت. اضافه وزن بیش از حد گاو یعنی نمره وضعیت بالاتر از 4 خطر بزرگی محسوب می شود و ممکن است سبب ایجاد سندرم گاو چاق و مشکلاتی از قبیل سخت زایی،جفت ماندگی،عفونت های رحمی،تورم پستان،جابجایی شیردان،کتوز و تب شیر گردد.معمولا مقاومت گاو به استرس های زایمانی کافی نیست و اشتهای آن کمتر از آن است که پاسخگوی نیازهای اوایل شیرواری باشد. از طرف دیگر،چنانچه نمره وضعیت کمتر از 3 باشد،گاو بدون داشتن ذخایر کافی انرژی،استارت تولید را می زند.این گاو ممکن است با مشکلات کمتری در زمان زایمان مواجه باشد اما عملکرد تولید مثلی و تولید شیر آن پائین تر از حد انتظار ما خواهد بود. همانطور که در شکل نشان داده شده،یک گاو متوسط معمولا در 4 تا 6 هفتگی بعد از شروع شیرواری،به پیک تولید می رسد.اگر دریافتی خوراک(ماده خشک)توسط گاو کندتر از نیازهایش پیش برود،در 9 تا 11 هفتگی به پیک خواهد رسید.این وضعیت،گاو را برای چندین ماه پس از شروع شیرواری در بالانس منفی انرژی قرار خواهد داد؛به این معنی که دریافتی انرژی خوراک کمتر از بازده انرژی شیر تولیدی است.این گاو از چربی بافتی خود برای جبران این نقیصه استفاده خواهد کرد. گاوی که شیرواری را در وضعیت لاغر شروع کند،ذخایر انرژی کمی دارد و پیک تولید پائین تری خواهد داشت.پیک تولید مستقیما با کل تولید شیر در گاوهای بالغ مرتبط است.برای هر یک کیلوگرم اضافی در تولید شیر(در حالت پیک) تقریبا 200 کیلوگرم شیر بیشتری در کل دوره شیرواری حاصل می شود. پائین بودن وضعیت بدن در زمان زایمان همچنین می تواند سبب پائین آمدن چربی شیر شود؛زیرا که در اوایل شیرواری نسبت بالایی از پیش سازهای چربی شیر،از ذخایر چربی بدن گاو منشا می گیرند. گاو بالغ متوسطی که با وضعیت بدن مطلوب(3.5 و حداکثر 4) زایمان می کند،طی 80-60 روز اول با فرض سلامتی کامل،روزانه 1-0.5 کیلوگرم از بافت بدن خود را از دست می دهد. یک کیلوگرم از بافت بدن(بیشتر به حالت چربی) می تواند 4.92 مگاکالری(NEL)را تامین نماید.شیر با چربی 3.5% نیز شامل حدود 0.69 مگاکالری انرژی(NEL)در کیلوگرم است.بنابراین یک کیلوگرم از بافت بدن می تواند انرژی لازم برای تولید 7.1 کیلوگرم شیر راتامین کند.از دست دادن 70 کیلوگرم چربی در گاو بالغ متوسط،معادل تولید 500 کیلوگرم شیر بیشتر از دریافتی انرژی جیره خواهد بود. طی دو ماه اول شیرواری،گاو بالغ متوسط بین 1.2-1 از نمره وضعیتش را از دست می دهد،و تا هفته دهم نزدیک به وضعیت 3 ثابت می ماند و تا روز نودم وضعیت از دست داده را بازیابی می کند.در این زمان،بالا بردن دریافتی انرژی جیره می تواند احتیاجات در حال کاهش انرژی شیر را پاسخ بگوید.این امر با دوره بازدید از فعالیت های فحلی،جفت گیری و تلقیح،مقارن است. تجربه و تحقیق نشان داده است که گاوهای در حال اضافه وزن(در بالانس مثبت انرژی)در زمان سرویس،نرخ آبستنی بالاتری نسبت به گاوهای در حال کاهش وزن دارند.نمره وضعیت بین 2.5 و 3.5 برای بازده تولید مثلی مطلوب،کافی است. مصرف پائین انرژی در اوایل شیرواری می تواند روزانه منجر به 2-1.5 کیلوگرم سوزش چربی گردد.این امر خطر تجمع چربی در کبد گاو را بالا می برد و می تواند سبب کتوز شود.همچنین حساسیت گاو به بیماری زیاد شده و بازگشت به استروس به تاخیر افتاده و باروری پائین می آید. گاوهای اوایل شیرواری حدود 10% کمتر از گاوهای سطح مشابه تولید در اواسط شیرواری ماده خشک مصرف می کنند.بنابراین تامین پروتئین کافی برای پاسخگویی به احتیاجات پیک تولید به این معنی است که محتوای پروتئینی جیره در محدوده 20-18 درصد ماده خشک آن باشد.در حالت ایده آل 40% پروتئین باید عبوری باشد تا از تجزیه شکمبه ای گذر کرده و آمینواسیدهای دخیل در تولید شیر را فراهم آورد. درهر صورت باید بین مقادیر زیاد مواد دانه ای(نشاسته)با قابلیت هضم بالا و قابلیت تخمیر سریع برای تامین انرژی با علوفه فیبری به منظور نگهداری عملکرد شکمبه و سنتز چربی شیر تعادل برقرار باشد. جیره باید به گونه ای باشد که 75-72 درصد کل مواد مغذی قابل هضم(TDN) و 1.67-1.61 مگاکالری در کیلوگرم انرژی خالص شیرواری(NEL)تامین نماید.کل سطح فیبر جیره باید بین 19 و 21 درصد فیبر شوینده اسیدی(ADF) و بین 25 و 28 درصد فیبر شوینده خنثی(NDF)باشد.حداقل 21% کل ماده خشک جیره باید از NDF علوفه تامین شود.برخی از علوفه ها باید بصورت خشک باشند تا بالاترین عملکرد شکمبه را داشته باشیم. اواسط شیرواری: وقتی 180 روز از شیرواری گذشت،ارزیابی وضعیت بدن باید مؤید این نکته باشد که گاوها در حال بازسازی آن دسته از ذخایر چربی بدنشان هستند که در اوایل شیرواری از دست رفته بود.در این مرحله از شیرواری،نمره های وضعیت باید برای پرتولید ترین گاوهای گله 3 و برای گاوهای متوسط شیر بین 3.5-3 باشد.ممکن است نمره وضعیت گاوهای کم تولید از 3.5 بالاتر رفته باشد که در این حالت باید تغذیه آنها با مدیریت دقیقتری انجام شود تا از چاقی جلوگیری به عمل آید. اواخر شیرواری: نمره وضعیت بدن در 270 روزگی بعد از شروع شیرواری بایستی 3.5 باشد.در طی این مدت،گاوهای کم تولید تمایل به افزایش بیش از حد نمره وضعیت دارند و ممکن است نمره 4 یا بیشتر را نشان بدهند.این امر بخصوص زمانی رخ خواهد داد که مقادیر زیادی سیلوی ذرت در جیره استفاده شود؛و همچنین زمانی که در خصوص مصرف کنسانتره محدودیتی به عمل نیامده باشد. بیش از حد بودن وضعیت بدن در گله های دارای سیستم فری استال که با جیره کاملا مخلوط شده(TMR) تغذیه می کنند و گاوها با توجه به میزان تولیدشان گروه بندی نشده اند نیز دیده می شود. در گله هایی که فاصله گوساله زایی بیش از حد معمول،دوره تولید کم و/یا دوره خشکی را طولانی می کنند،بسیاری از گاوها بیش از حد چاق می شوند.در این وضعیت،مدیریت پرورشی نیازمند بهبود است. تلیسه های شکم اول: وضعیت بدن مطلوب برای تلیسه های شکم اول نزدیک به 3 است.تلیسه های با نمره بیشتر از 3 احتمالا سختزایی داشته اند. مدیریت تلیسه های شکم اول متفاوت از دیگر هم گله ای های مسن ترشان انجام می گیرد.باید توجه داشت که آنها در زمان زایمان 150-100 کیلوگرم کمتر از گاوهای مسن تر گله وزن دارند.مقدار کنسانتره ی روزانه آنها باید طوری تنظیم شود که نسبت علوفه به کنسانتره بدرستی رعایت شود تا از مشکلات ناشی از سوء عملکرد سیستم گوارشی جلوگیری به عمل آید. تلیسه های شکم اول پایداری بیشتری از هم گله ای های مسن تر خود نشان می دهند.تلیسه های شکم اول در اواسط شیرواری به طور متوسط ماهانه افتی معادل 4 درصد نشان می دهند که این در گاوهای مسن تر،8 درصد می باشد.در اواخر شیرواری،تلیسه های شکم اول ماهانه 8-6 درصد افت نشان می دهند که این رقم برای گاوهای دیگر 14-10 درصد می باشد.این پایداری بالا حاکی از آنست که دریافتی انرژی در تلیسه ها در جهت ایجاد ذخایر چربی بدنی،هیچگاه مانند گاوهای مسن تر نیست. گاوهای شکم اول و دوم در طی اواسط و اواخر شیرواری و دوره خشکی احتیاج زیادی به انرژی برای رشدشان دارند.این گاوها باید طی دو دوره شیرواری اول خود،75-50 کیلوگرم افزایش وزن پیدا کنند تا به وزن بالغ برسند.برای اطمینان از اینکه مواد مغذی اضافی مورد نیاز برای رشد تامین شده اند،توصیه ی استاندارد این است که کنسانتره بیشتری به این گاوها داده شود.طی اواسط و اواخر شیرواری،گاو شکم اول باید 10 درصد و گاو شکم دوم باید 5 درصد کنسانتره بیشتری از آنچه مورد نیاز است برای تولید شیر و افزایش وضعیت بدن دریافت کند. مدیریت درست بالانس انرژی طی شیرواری و چرخه ی تولید یک گاو شیری می تواند به طور چشمگیری ظرفیت آنرا برای بهره وری افزایش دهد. link یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٤
شتـــــــــــــــــــــــرمــــــــــــــــــــــــــــــــرغ ميتوان گفت كه پرورش شترمرغ يكي از صنعتهاي نوين است كه در قرن حاضر توجه سرمايهگذاران و پرورشدهندگان بسياري را به سوي خود جلب كرده است. پرورشدهندگان شترمرغ در ابتداي پرورش و سرمايهگذاري در اين صنعت متوجه سودآوربودن آن و افزايش سرمايه اوليه خود شدند كه اين افزايش در برخي مواقع حتي تا چند برابر سرمايه اوليه نيز ميرسيد و اكنون با توجه به جاافتادن اين صنعت در كل جهان، آينده بسيار خوبي را براي آن ميتوان متصور بود. ورود شترمرغ به ايران در حدود هفت سال پيش انجام گرفته و در اين مدت نتايج بدست آمده از تحقيقات بر روي نحوه زيست اين پرنده در كشور همگي مؤيد اين هستند كه پرورش شترمرغ به عنوان يك صنعت بسيار سودآور و با آينده درخشان ميتواند مورد توجه قرار گيرد. جایگاه تولید مثل شتر مرغها جايگاههاي بزرگتر را ترجيح مي دهند اگر چه جايگاه بزرگتر از حد معمول نيز مي تواند باعث وحشي شدن و رم كردن پرندگان شده و كنترل سختي را نياز داشته باشند. سرمایه گذاری راههاي متعددي براي شروع پرورش شترمرغ وجود دارد. كم هزينه ترين راه روش خريد تخم است و در ادامه HATCH آنها، اين راهي است كه داراي بيشترين ريسك براي شروع پرورش شترمرغ بوده كه به علت مشكلات HATCH و مشكلات مربوط به جوجههاي جوان توصيه نميگردد. پرورش شترمرغ
جابجایی شترمرغهاي جابجا شده ميتوانند براي خود پرنده و جابجاكننده پرنده خطرآفرين باشند. اين پرندگان قادرند بپرند و با بالها و پاهايشان ضربه بزنند. زماني كه وحشتزده باشند ميتوانند شخص حملهكننده را مجروح سازند پرندههاي آرام شده خيلي راحتتر نسبت به پرندههاي وحشي قابل حمل هستند و كمتر خودشان را زخمي ميكنند شترمرغها بايد در يك تريلر سر بسته جابجا شوند كه نتوانند سرشان را بيرون نگه دارند. نبايد وسايل تيز در گوشه و داخل تريلر وجود داشته باشد. زيرا ممكن است پرندهها در اثر تو قفهاي ناگهاني يا سرعت زياد مجروح شوند. شترمرغها به يك كف پوش در کف تريلر نياز دارند تا از افتادن و جراحات احتمالي پای آنها جلوگيري کند. قاليچههاي كهنه يا فرشها اغلب براي كفپوش مناسباند. براي اندازههاي مختلف پرندگان بايد جايگاههاي جداگانه در نظر گرفته شود كه از مجروح شدن پرندگان كوچكتر در طول حمل و نقل جلوگيري شود. اگر در سلامت پرنده شكي هست بهتر است از شخص باتجربهاي در اين زمينه كمك گرفته شود. تولید مثل
زیستگاه شترمرغها پرندگاني با قابليت سازگاري بسيار بالا مي باشند و به همين جهت امكان پرورش آنها در طيف جغرافيايي وسيعي وجود دارد به گونه اي كه در حال حاضر اين پرنده از مناطق گرم آفريقاي جنوبي تا مناطق سرد آمريكاي شمالي پراكنده بوده و به راحتي مورد پرورش قرار مي گيرد . به طور كلي شترمرغ ها توانايي زندگي در دامنه دمايي ٥٠+ تا ٢٠- درجه سانتي گراد را به راحتي دارا بوده و در اينگونه مناطق توانايي پرورش و توليد را خواهند داشت. کشتار شترمرغ شترمرغها پس از طي دوران پروار و در سن ١٤-٩ ماهگي آمادة كشتار مي شوند و در اين سن به وزني در حدود ١٢٠-٩٠ كيلوگرم دست مي يابند . البته اين تفاوت سن در كشتار ناشي از ميزان بازارپسندي دو محصول پوست و گوشت مي باشد به گونه اي كه در هنگام بالا بودن ارزش پوست نسبت به گوشت و همچنين بالا بودن تقاضا جهت اين محصول، پرنده در سن ١٠-٩ ماهگي كشتار مي شوند زيرا در اين سن پوست از كيفيت بهتري برخوردار بوده و ضايعات كمي را نيز در بر مي گيرد امَا برعكس و در صورت بالا بودن تقاضا جهت گوشت پرندگان در سنين بالاتر و بين ١٤-١١ ماهگي كشتار مي شوند . تغذیه شتر مرغها از لحاظ غذايي جزء حيوانات همه چيز خوار محسوب شده و پرندگاني بسيار مقاوم هستند به گونه اي كه مي توان آنها را با يك جيره ارزان قيمت حتي از ضايعات محصولات كشاورزي تهيه شده تغذيه مي كنند .
-------------------------------------------------------------- link یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٤
کشف بیماری جنون گاوی در بز BSE که عمومأ بیماری جنون گاوی خوانده می شود برای نخستین بار به طور طبیعی از گاو به حیوان دیگری در طبیعت منتقل شده است. کمیسیون اروپا تأیید کرده است که این بیماری که بافت های مغزرا از بین میبرد برای نخستین بار در بز شناسایی شده است. ابتدا تصور می شد این حیوان به بیماری مشابهی موسوم به "اسکریپی" مبتلا شده است، اما آزمایشهای اولیه نشان داد که این حیوان ممکن است "بی.اس.ای"گرفته باشد. دانشمندان برای تأیید این موضوع مجبور شدند بافت های مغز این بز را به موش تزریق و دو سال صبر کنند تا معلوم شود آیا موش نیز به "بی.اس.ای" مبتلا میشود یا خیر. کمیسیون اروپا اکنون تأیید کرده است که "بی.اس.ای"از گاو به بز سرایت می کند و این نخستین بار است که این بیماری به طور طبیعی به گونه دیگری منتقل شده است."اداره ایمنی مواد غذایی" اروپا سرگرم بررسی هرگونه خطری است که ممکن است انسان را تهدید کند و می گوید بعید است شیر بز و سایر حیوانات شیری « کهاز حیوانات سالم تهیه شده باشد » خطری را متوجه انسان کند. این واقعیت که تا کنون تنها یک بیماری جنون گاوی در بز شناسایی شده است نشان می دهد که "بی.اس.ای" میان بزها شایع نیست و همچنین مؤید این مسأله است که دانش ما از این بیماری چقدر محدود است. جزییات بیشتر درباره این مورد قرار است به زودی در یک نشریه علمی منتشر شود. کمیسیون اروپا برنامه ای را برای نظارت دقیق بر بزها در سراسر قاره به خصوص در کشورهایی که این بیماری گاوها را مبتلا کرده، اعلام کرده است. link جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۳
در صنعت پرورش ميگو، يكي از مشكلات اساسي كه بر رشد و حيات ميگو تأثير ميگذارد، نوسان درجه حرارت و شوري آب است. اگرچه ميگو قادر به برقراري تعادل يوني و اسمزي سلولهاي خود ميباشد ولي شوري زياد، باعث تغيير و برهم زدن اين تعادل ميشود. تحت چنين شرايطي حيوان مجبور است با صرف مقادير زيادي از انرژي مورد نياز بدن خود، تعادل اسمزي را برقرار نمايد و به اين ترتيب مقدار زيادي از انرژي موجود در منابع غذايي كه بايد به مصرف رشد و توليد حيوان برسد، از دسترس حيوان خارج خواهد شد، بهعلاوه، در حالت استرس اسمزي پرفشار، سطح اسيدهاي آمينه آزاد خون افزايش مييابد كه دليل اصلي آن به افزايش هيدروليز پروتئين بازميگردد كه اين عارضه بهشدت بر رشد بدن تأثير منفي ميگذارد. لازم به ذكر است كه تحت شرايط تنوع شديد اسمزي، ميگو بهوسيلة پوستاندازيهاي مكرر، اين استرس اسمزي را تحمل ميكند، به دليل اينكه پوسته نرم اطراف بدن حيوان بهشدت نسبت به آب و يونها نفوذپذير است. آزمايشات متعددي بر روي محصولات فرعي چغندر قند و كاربرد اين مواد در تغذيه انواع ميگو (Penaeus vannamei , Penaeus monodon) صورت گرفته است. نتايج اين تحقيقات نشان ميدهد كه كاربرد تبائين در تغذيه ميگو، باعث بروز اثرات مثبت و معنيداري بر روي صفاتي مانند افزايش وزن بدن و بازده غذايي ميشود. در جيرههاي غذايي كه حاوي سطوح بالايي از منابع پروتئين گياهي ميباشند، تبائين باعث افزايش مصرف غذا و افزايش وزن بدن ميشود، كه دليل بروز اين پديده به اثرات متابوليكي آن بازميگردد. نتايج تحقيقات مختلف نشان ميدهد كه تبائين بهعنوان يك حمايت كنندة اسمزي، باعث حفظ تعادل اسمزي سلولهاي بدن ميگو بهويژه درطول دورة پوست اندازي (در اين دوره ميگو نسبت به عدم تعادل اسمزي بسيار حساس ميباشد) و تغيير شرايط اسمزي محيط زندگي حيوان ميشود. اين عملكرد تبائين مشابه تأثيري است كه تبائين در تطابق پذيري ماهي قزلآلا با تغيير محيط زيست از آب شيرين به آب شور برجاي ميگذارد. علاوه بر اين تبائين بهعنوان يك گروه متيل دهنده، ميتواند جايگزين بخشي از خاصيت متيل دهندگي كولين و متيونين شود. همچنين تبائين بهعنوان يك عامل محرك، در سنتز فسفوليپيدها نقش مؤثري دارد. بنابراين بهطوركلي تبائين در آبزيان موجب افزايش خوش خوراكي، بهبود سرعت رشد و ضريب تبديل غذايي، كاهش درصد چربي و افزايش پروتئين لاشه، كاهش استرس ناشي از تغييرات محيط پرورش و تحريك آبزيان به تغذيه ميگردد.
مبارزه بيولوژيک يکي از روشهاي مبارزه با کنه هاست که در آن از عوامل زنده مانند ويروسها باکتريها، قارچها، حشرات و ... استفاده مي شود کنه ها يکي از مهمترين انگلهاي دامي هستند که به صنعت دامپروري خسارات گسترده اي وارد ميکنند و باعث انتشار بيماريهاي مختلفي ميشوند. . برخي ا ز امراضي که به وسيله کنه هابه گاو گوسفند منتقل مي شوند عباتند ازتيلريوز ،بابزيوز آناپلاسموز، و بيماريهاي باکتريايي مانند ليستريوز و بروسلوز. کنه ها در انتشار برخي از بيماريهاي طيور مانند پاستورلوز و نيوکاسل نيز نقش مهمي را به عهده دارند . بيش از بيست نوع بيماري ويروسي مانند آنسفاليت و بسياري از امراض عفوني مانند بابزيوز، تب کيو، تب هموراژيک کريمه کنگو از راه نيش کنه ها به انسان منتقل مي شوند (1) روشهاي مبارزه با کنه ها : در حال حاضر يک نوع واکسن با نام تجاري گاواک بر عليه کنه بوفيلوس در کشور استراليا ساخته شده ولي با توجه به تنوع بالاي کنه ها لازم است که در اين زمينه تحقيقات بيشتري صورت گيرد. علاوه بر اين براي مبارزه با کنه ها روشهاي ديگري نيز وجود دارد که مي توان از موارد زير نام برد: 1- مبارزه فيزيکي که از طريق برداشت کنه ها از سطح بدن دامها بوسيله دست انجام مي شود که البته اين روش در سطح وسيع قابل اجرا نيست. 2- مبارزه شيميايي با استفاده از سموم مختلف که در حال حاضر رايج ترين روش است اما استفاده از اين روش با مشکلاتي همراه است زيرا گونه هاي مختلف کنه ها بتدريج بر عليه سموم مقاومت نشان مي دهند و علاوه بر اين استفاده از سموم شيميايي باعث آلودگي محيط زيست و ايجاد باقيمانده دارويي در گوشت وشير دامها مي گردد. باتوجه به مضرات سموم شيميايي در سالهاي اخير سعي شده است که روشهاي مبارزه بيولوژيک عليه کنه ها بکار گرفته شود.3- روشهاي مبارزه بيولوژيک که عبارتند از استفاده از عوامل زنده ، عقيم کردن کنه هابا استفاده از مواد راديو اکتيو و در نهايت اصلاح نژاد دامهاي اصيل وآميزش آنها با نژاد هاي بومي مقاوم. (2) کاربردي ترين راه مبارزه بيولوژيک استفاده از قارچهاي انتوموپاتوژن است.مهمترين اينهاعبارتند از Beauveria bassiana, Metarhizium anizoopliae var anizopliae metarhizium flavoviridae var flavoviridae نحوه بيماريزايي اين عوامل به اين صورت است که اسپور اين قارچها روي بدن کنه جوانه ميزند واز آن ريسه اوليه بوجود مي آيد که باترشح آنزيمهاي پروتئاز و کيتيناز به داخل بدن بند پا نفوذ کرده وسپس تکثير نموده وباعث نابودي آن مي گردد.کنه ها در تمام مراحل زندگي واز جمله مراحلي که از ميزبان تغذيه مي کنند به اين قارچها حساس مي باشند.قارچها قبل از کشتن کنه ها از تخمگذاري آنها جلوگيري نموده و حتي ميتوانندتخمهاي کنه رانيز نابود کنند.کنه هاي ماده بيشترين حساسيت را به قارچ داشته و بعد از آنها لاروها و کنه هاي نر قرار دارند.قارچهايي که از کنه هاي آلوده جدا مي شوند به مراتب خطر ناکتر از قارچهايي هستند که از محيط کشت جدا مي شوند همچنين حدت قارچهاي آلوده با ds RNA mycovirus كاهش پيدا مي کند. قارچ Metarhizium anizopliaevar anizopliae يکي از قوي ترين پاتوژنها با طيف اثر بسيار گسترده مي باشد. که بيش از 200 گونه حشرات را از بين مي برد و سويه E6S1 حدت بيشتري دارد. کاربرد اين قارچ به همراهBeauveria bassiana باعث افزايش کارايي آنها مي شود Metarhizium flavoviridae. Var flavoviridae نيز يکي ديگر از پاتوژنهاي قوي است اما تاثير کمي بر روي برخي کنه ها مثل ريپي سفالوس دارد. سويه CG-291 اين قارچ دربين بقيه سويه هاي آن داراي بيشترين حدت مي باشد.استفاده عملي از قارچهاي انتوموپاتوژن مستلزم توليد انبوه آنها مي باشد. براي کشت اينها ازانواع محيط کشت استفاده مي شودمانند(GYBS) agar که از عصاره مخمرو گلوکزتشکيل شده است. در اين روش بهترين نتايج هنگامي بدست مي آيد که قارچها در دماي 23 درجه ودر زير نور طبيعي به مدت يک هفته نگهداري شوند. (4) استفاده از سوسپانسيون قارچهاي انتومو پاتوژن چه در سطح مرتع و چه در آزمايشگاه با موفقيت زيادي همراه بوده است . در يک تحقيق حدت Metarhizium flavoviridae بر عليه کنه بوفيلوس مورد ارزيابي قرار گرفت. در اين تحقيق300 کنه ماده بوفيلوس به 5 گروه 60 تايي تقسيم شدند و بترتيب در سوسپانسيون کنيدي بارقتهاي مختلف conidia/ml (4)10 ، (5)10 ، (6)10 ، (7)10 و (8) 10غوطه ور کردند. کنه ها در دماي 27 درجه و رطوبت نسبي 80%به مدت يک هفته نگهداري شدنداگرچه نتايج رقتهاي (6)10بسيار ضعيف بود، اما رقتهاي (7)10و(8)10باعث مرگ96% کنه ها شده بودند. (5) تا کنون قارچهاي اتومو پاتوزن براي استفاده در سطح گله و در مرتع با دو فرمولاسيون با پايه آبکي وبا پايه روغني استفاده شده اندکه فرم روغني آن بسيار موثر بودهاست اين فرم در گوش گاو تا سه هفته حدت خود را حفظ مي کند وباعث مرگ 56% از کنه هاي بالغ ميشود(6)Beauveria bassiana و Metarhizium anizopliae برخي از حشرات مفيد مثل کرم ابريشم و زنبور عسل را از بين مي برند. Beauveriaهمچنين براي انسان بيماريزايي خفيفي دارد . Metarhizium anizopliae براي انسان خطر ناک نيست اما مي تواند براي نوزاد ميگو هاي پرورشي بسيار کشنده باشد. در آينده تحقيقات بيشتري لازم است انجام شود براي يافتن پاتوژنهاي جديد، استفاده همزمان از مواد شيميايي بي خطر بمنظور افزايش کارايي، يافتن فرمولاسيون دارويي جديد که پايداري بيشتري در محيط داشته باشدودرنهايت کاهش اثرات جانبي قارچهاي انتوموپاتوژن. باكتري سالمونلا يكي از دلايل شيوع گاستروآنتريت در كشور امريكا مي باشد. مسموميت غذايي ناشي از سالمونلا در وهله اول از طريق مصرف گوشت، تخم مرغ و محصولات شير آلوده به سالمونلا مي باشد. اگر چه اين عفونت از طريق راهها و وسايل ديگري نيز قابل انتقال است در امريكا 40% مسموميت هاي غذايي سالمونلا به واسطه مصرف گوشت طيور مي باشد. ميزان آلودگي محصولات طيور امريكا به سالمونلا در سال 1998 8/10 % و در سال 1999 ، 4/11% و در سال 2000 به ميزان 1/9 % گزارش شده است. جلوگيري از آلوده شدن محصولات طيور به سالمونلا يك استراتژي كلي در كنترل آلودگي سالمونلا مي باشد. استراتژي هاي بيوسكوريت كه براي جلوگيري از سالمونلا به كار گرفته مي شود شبيه به انهايي هستند كه براي جلوگيري از ايجاد بيماري به كار گرفته مي شوند. به دليل اينكه سالمونلا در تعداد زيادي از مزارع حيوانات اندميك است، لازم است تا توانايي حيوانات براي مقاومت در برابر آلودگيهاي سالمونلايي يا كلونيزه كردن باكتري در حين استفاده از پروبيوتيكها ، واكسنها و يا آنتي بيوتيكها در نظر گرفته شود. ارزيابي موفقيت اين هدف از طرق نظارت بر محيط براي سالمونلاها ممكن است. نظارت مداوم نيازمند محيطهاي غني سازي باكتريايي انتقالي مشاهده خواص مثل توليد گاز H2S و عدم تخمير لاكتوز مي باشد. محيطهاي غني سازي تاخيري براي رد يابي سالمونلاها نيز استفاده شده اند. اين تكنيك نيازمند محيطهاي تفريقي- انتخابي مانند XLT4 و BGA مي باشد. جدا سازي سالمونلا از طريق اين روشها يك روش هزينه بر و پركار است به خصوص هنگامي كه تعداد نمونه ها زياد باشد. روش PCR به عنوان يك تكنيك مولكولي وسيعا در تعداد پاتوژنهاي غذايي مي باشد و به عنوان يك ابزار تشخيصي در ميكروبيولوژي كلينيكي استفاده مي شود. از روش PCR براي رديابي سريع سالمونلا در غذاها، محيط و نمونه هاي كلينيكي استفاده مي شود. چندين آزمايش PCR بر اساس زنجيره هاي DNA ژن حدت سالمونلا تكامل يافته اند و فقط آزمايشات PCR كه ژن حدت مهاجم سالمونلا را شناسايي مي كنند به دليل توزيع يكنواخت اين ژن (imva) در سروتيپهاي مختلف S.enterica موثر واقع شدند و تكامل پيدا كرد. اين روشهاي PCR براساس زنجيره ژن imva مي باشد كه ويژه سالمونلا مي باشد. براي تسهيل در جداسازي سالمونلا از ريق غني سازي ثانويه تاخيري، روش Nested –PCR براي تعيين نمونه هاي مثبت كشت Broth قبل از كشت روي آگار انتخابي انجام شد. ژن حدت imva سالمونلا به عنوان هدف براي روش Nested-PCR به دليل اختصاصي بودن در سالمونلا انتخاب شد. Nested-PCR يك روش PCR است كه در آن از دو جفت پرايمر استفاده مي شود و جفت دوم در دل جفت اول جاي مي گيرد. در اين روش ابتدا بوسيله جفت پرايمر بيروني ترادف هدف ازدياد مي شود. س÷س محصول PCR حاصل به لوله ديگر منتقل مي شود و به عنوان الگو و با استفاده از جفت پرايمرهاي داخلي مرحله دوم PCR انجام شده و ترادف كوچكتر كه در دل محصول PCR اولي است تكثير مي گردد اين روند اغلب موفق است حتي اگر فراورده صحيح در دور اول كمتر از مقداري باشد كه بوسيله برومايد و ژل قابل آشكار سازي باشد. مزاياي اين روش PCR عبارتند از : 1- حساسيت در اين روش به ميزان زيادي بالاتر است. 2-نياز به پروب و تائيدهاي بعدي كمتر است. 3-ويژگي اين روش به خاطر حضور پرايمرهاي دروني بالاتر است. 4-به دليل انتقال محصول PCR دور اول به لوله جديد، ممانعت كننده ها رقيق مي شوند. Nested-PCR به دو روش تك لوله اي و دو لوله اي انجام مي شود. اين روش جداسازي به اختصار در محيط طيور شرح داده مي شود: غني سازي: محل زندگي 4 گله طيور گوشتي تجاري سواب كشي شد و سپس سوابها در داخل 100 ميلي ليتر از محيط تتراتيونات بريلينت گرين (TTB) قرار داده شدند و بعد در دماي 5/41 درجه سانتيگراد به مدت 18 ساعت انكوبه شدند. جداسازي سالمونلا : از محيط TTB پس از مدت مذكور روي XLT4 – BGM كشت خطي داده شد و به مدت يك شب در دماي 37 درجه سانتيگراد گرم خانه گذاري شد. 4 تا 5 عدد از كلونيهاي كه از لحاظ H2S مثبت بودند براي تلقيح در محيط Triple Suger Iron Slants انتخاب شدند و به مدت 1 شب در 37 درجه سانتيگراد گرمخانه گذاري شدند. كلونيهاي مشكوك سالمونلايي توسط روش آنتي سروم مخصوص سالمونلا (Polyo Salmonella Specific Antiserum) تائيد شدند. استخراج DNA : يك ميلي ليتر از محيط غني سازي TTB با دور 100 به مدت 5 دقيقه به منظور جابه جايي ذرات كربنات كلسيم سانتريفوژ شدند. مايع بالايي حادي باكتري به لوله ديگري منتقل شد و با دور 4500 به مدت 10 دقيقه سانتريفوژ شد. ذرات باقي مانده در يك ميلي ليتر آب به صورت سوسپانسيون ئدر آمد و يك بار با آب شسته شد و در داخل يك بلوك خشك براي 10 دقيقه در دماي 100 درجه سانتيگراد حرارت داده شد. سپس ليزات براي رسوب ذرات اضافي به مدت 10 دقيقه با دور 4500 سانتريفوژ شدند. مايع بالايي حاوي DNA براي روش PCR استفاده شدند. Nested-PCR: به منظور اقزايش كارايي رديابي سالمونلا توسط PCR در واكنش تكثير انجام مي شود. حجم واكنش PCR 10 ميكروليتر در لوله هاي PCR در لوله هاي PCR 2/0 ميلي ليتر مي باشد. واكنش مخلوط واكنش PCR شامل 3 ميلي مول MgCl2 ، 50 ميلي مول تريس با pH=7/4 و 25/0 ميلي گرم البومين سرم گاوي در هر ميلي ليتر و 26/1 ميكرو مول پرايمر و 2/0 ميلي مول داكسي نوكلئوزيد تري فسفات و 5/0 مول واحد آنزيم پلي مراز Taq مي باشد. 9 ميكرو ليتر از حجم از ميكروليتري واكنش PCR را مخلوط واكنش PCR و يك ميكروليتر باقيمانده به محلول DNA استخراج شده اختصاص مي يابد. دو سري پرايمر براي تكثير ژن بيماريزاي imva سالمونلا از طريق Nested-Pcr استفاده مي شود. اولين واكنش PCR به تعداد 30 سيكل با برنامه 93 درجه سانتيگكرا براي 1 ثانيه ، 42 درجه سانتيگراد به مدت1 ثانيه و 72 درجه سانتيگراد به مدت 15 ثانيه در حضور دو پرايمر imvaF و imvaR صورت مي گيرد. واكنش دوم در 30 سيكل با برنامه 94 درجه سانتيگراد به مدت 10 ثانيه ، 55 درجه ساتيگراد به مدت 10 ثانيه و 72 درجه سانتيگراد به مدت 30 ثانيه در حضور يك برنامه موثر براي محدود كردن پاتوژنهايي با منشا غذايي مثل سالمونلا فقط از طريق سيستم HACCP ممكن نيست و نيازمند به يك روش كنترل در فارم نيز دارد. با توجه به اينكه روشهاي سريع مختلف براي رديابي پاتوژنهاي با منشا غذايي فراهم شده اند هنوز كشت محيط به عنوان يك روش جهاني در تعيين آلودگي باكرذي غذايي مانن سالمونلا استفاده مي شود. رديابي سالمونلا چه در غذا و چه در محيط معمولا نيازمند غني سازي بعد از مرحله كشت در محيط انتخابي مي باشد. محيطهاي مختلف غني سازي براي جداس ازي سالمونلا وجود دارد. با استفاده از تكنيك Nested-PCR جداسازي سالمونلا جداسازي باكتري از طريق محيط كشت محدود به نمونه هايي است كه از لحاظ تست PCR مثبت هستند و زمان و مواد زيادي را صرف مي كنند و نيازمند نمونه هايي با حجم زياد مي باشند. دو پرايمر imva NESTF و imva NESTR انجام مي شود.
امروزه باتوجه به نگراني عموم مردم درمورد وضعيت بهداشتي مواد غذايي مصرفي، اجراي برنامههاي كنترل كيفيت بيش از گذشته اهميت يافته است. رعايت استاندارد HACCP (Hazard Analysis critical control point) يا تجزيه و تحليل خطر، نقاط كنترل بحراني رهيافتي است كه توسط توليد كنندگان مواد غذايي و بهمنظور اطمينان از توليد محصولات سالم و با كيفيت اجرا ميگردد. استراتژيهاي HACCP جهت شناسايي خطرات (بيولوژيكي، فيزيكي و شيميايي) تهديد كننده ماده غذايي درطول پروسه توليد بهكار ميروند. اجراي چنين استراتژيهايي نشان دهندة مميزي و نظارت مداوم بر زنجيره توليد بوده و درنهايت محصولي سالم و با كيفيت مطلوب به دست مصرف كننده خواهدرسيد. در مقايسه با ساير روشهاي كنترل كيفيت مواد غذايي كه مبتني بر آزمون محصول نهايي هستند، رعايت استاندارد HACCP بهمفهوم جلوگيري از ورود عوامل خطرآفرين به زنجيره توليد و پيشگيري از وقوع مشكلات مي باشد. باتوجه به اينكه صنعت طيور بخش قابل ملاحظهاي از فعاليت اقتصادي كشور را تشكيل ميدهد و مصرف فراوردههاي طيور درحال افزايش است، بهكارگيري استاندارد HACCP در اين بخش جهت بهبود كيفيت توليدات و اقناع طبع مصرف كنندگان ضروري بهنظر ميرسد. ازطرف ديگر توليد كنندگان فراوردههاي دامي و طيور براي فعاليت در بازار جهاني و صادرات محصولات خود نيازمند دريافت گواهينامة HACCP ميباشند. كمپاني انتك اينترنشنال كه در كشور انگلستان واقع شده است، پيشرو در ارائة محصولات بيوسكوريتي در جهان بوده و طيف وسيعي از محصولات شامل شويندهها (Cleaners)، گندزداها (Sanitisers)، ضدعفوني كنندهها (Disinfectants)، سيستمهاي بهداشتي دست (Hand sanitisers) شامل ژلها و صابونهاي ضد باكتري و جوندهكشها (Rodenticides) را به توليدكنندگان محصولات غذايي مشتمل بر فراوردههاي دام، طيور و شيلات عرضه ميكند، با توجه به نياز روزافزون به امنيت غذايي مبتني بر HACCP، كمپاني انتك ازسال 2000 ميلادي اقدام به ارائه سيستمي تحت عنوان (Biosecurity 1 ـ محصولات بيوسكوريتي 2 ـ بستههاي نرمافزاري پشتيبان 3 ـ آموزش پرسنل فارم توسط كارشناسان شركت انتك 4 ـ خدمات و پيشنهادات فني 5 ـ امكان طراحي برنامة BAS توسط مصرف كنندگان ازطريق سايت اينترنتي www.antecint.com 6 ـ ارائه كيتهاي تشخيص ميزان رقت محصولات بيوسكوريتي كه از اجزاء اصلي نظارتي HACCP ميباشد. 7 ـ نظارت و مميزي دورهاي. با توجه به اينكه عوامل بيماريزا ميتوانند در كليه مراحل توليد يك ماده ايجاد خطر نمايند، شركت انتك توجه خود را به اين مسائل معطوف نموده است و برنامة BAS جهت نظارت و كنترل دقيق فرآيند توليد در كل پروسه طراحي ميگردد. link جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۳
بيماريهاي شايع چشمي در ماهيان
بيماريهايي كه بر چشمان ماهيهاي آكواريومي اثر دارند بسيار شايعند. امراض چشمي ممكن است سبب پديدار شدن تيرگي در چشم، بيرون زدگي [exophthalmic]، خونريزي [hemorrhagic] و كوچكي چشم [microphthalmic] شود. علتهاي بيماريهاي چشم عموماً در ماهيان شامل جراحت، عفونت، تشكيل حباب هوا (كاژي يا انحراف)، انگلها و سرطان [neoplasia] ميشود. چشم ماهي اورگان بسيار جالبي است و شباهت زيادي به چشم انسانها و ساير پستانداران دارد. اكثر ماهيان استخواني [teleosts] كه در آبهاي كمعمق با نوري كه قدرت نفوذ بالا دارد هستند داراي چشماني كاملاً درشتند و اين يك اورگان مهم و برجسته بهشمار ميآيد. ماهيان داراي چشماني متفاوت با پستاندارانند. ابتدا اينكه ماهيان داراي پلك نيستند اگرچه كه برخي گونهها بافتهاي تخصص يافتهاي دارند كه ممكن است مانند پلك عمل كنند. ثانياً عدسي چشم ماهي الاستيسيته بسيار كمي دارد و مانند عدسي چشم ما انسانها قدرت انعطاف ندارد و بنابراين نميتواند نور را بر روي شبكيه متمركز كند. (يكي از دلايل اينكه افراد بالاي 40 سال براي خواندن نياز به عينك پيدا ميكنند اين است كه عدسي چشم انسان با گذشت زمان قدرت الاستيسيته خود را كمكم از دست ميدهد و شباهت به عدسي چشم ماهي پيدا ميكند). سازگاري ماهيها با اين عدسيهاي سخت به اين ترتيب است كه از عضلات خاصي براي حركت عدسي به سمت داخل و خارج استفاده ميكنند كه به آنها اين امكان را ميدهد نور را بر روي شبكيه متمركز كند. در زير ليستي از مشكلات معمول چشمي و چگونگي درمان يا پيشگيري از آنها آورده شده است: خراش قرنيه: قرنيه بسيار شفاف است و بهطور محافظت كنندهاي چشم را پوشانده است. در انسانها نيز ساختار مشابهي وجود دارد. هنگاميكه اين غشاي نازك دچار خراش ـ زخم يا بريدگي ميشود يك اولسر ايجاد شده است. در برخي موقعيتها اين وضعيت ميتواند بدتر شود. در موارد شديد حتي خود چشم ميتواند دچار خراش و بريدگي شود. دامپزشك ميتواند اين مشكل را تشخيص دهد و با استفاده از رنگآميزي خاص قرنيه اين مشكل را آشكار كند. اگر قرنيه رنگ را بهخود بگيرد احتمالاً زخمي وجود دارد. در اغلب موارد با دادن آنتيبيوتيك بهطور مستقيم به چشم است و در برخي موارد ممكن است بهبود خودبهخودي صورت گيرد. اِدِم قرنيه: هنگامي كه قرنيه دچار التهاب شود مايع زيادي تجمع پيدا ميكند (اِدِم) و باعث ميشود ديد ماهي حالت ابري و تيره پيدا كند. در برخي موارد عفونت باكتريايي ميتواند باعث اين مشكل شود. دامپزشك ميتواند اين وضعيت را تشخيص دهد و به فكر اختلالات جدي چشم باشد. با آنتيبيوتيك مناسب و اقدامات محافظتي ماهي دچار به اين بيماري زود تشخيص داده و درمان ميشود. آب مرواريد: آب مرواريد به عدسي گفته ميشود كه تيره و غيرشفاف شده و نور را از خود عبور نميدهد گرچه كه بسيار نادر ميباشد اما ميتواند در ماهيها اتفاق بيفتد. علل آن ميتواند سوء تغذيه، ضربه و عوامل وراثتي باشد. تهيه و تدارك يك رژيم غذايي مناسب كه تازه هم باشد (غذاهاي تجاري كه كمتر از 6 ماه مانده باشد) ميتواند به جلوگيري از آب مرواريد كمك كند. بيرون زدگي چشم: كه بهعنوان بيماري (Pop-eye) هم شناخته ميشود. اين وضعيت بيشر شباهت به يك سندروم دارد تا يك بيماري خاص. اين وضعيت ميتواند يك طرفه يا دوطرفه باشد. علل آن شامل عفونت سيستميك، چشم ضعيف، اشباع بيش از حد (بيماري حبابهاي گاز) و ضربه باشد. دامپزشك ميتواند با طرحهاي درماني و تشخيص به بيمار كمك كند. متأسفانه اگر چشم بهشدت تحت تأثير قرار گرفته باشد ممكن است ماهي دچار ضعف يا نقص بيماري دائمي يا حتي كوري چشم شود. در برخي موارد كره چشم بهشدت تخريب شده و ممكن است از حفره چشم بيرون بيفتد يا توسط بدن ماهي جذب شود. ماهيها قدرت قابل توجهي براي ترميم دارند، از آنجايي كه هيچ بيماري وجود ندارد كه مشكل ايجاد نكند آنها ميتوانند به دفعات متعدد از اين بيماري رهايي پيدا كرده و دوباره عود كند. هنگاميكه چشم ماهي از دست ميرود بافت اِسكار حفره چشم را بهسرعت پُر ميكند و درطي چند هفته حفره چشم كاملاً با بافت جديد پُر ميشود. بهترين راه براي جلوگيري از مشكلات چشمي در ماهيان اين است كه هرچه ميتوانيد درمورد زندگي طبيعي و شرايط زندگي مناسب براي حيواناتتان اطلاعات كسب كنيد. اين اطلاعات شامل دانستن درمورد وضعيت تغذيه، شرايط آكواريوم يا استخر ماهي ميباشد. اگر به مشكلات چشم در ماهيتان برخورد كرديد با دامپزشك متخصص ماهيتان تماس بگيريد و هرچه سريعتر مراجعه كنيد تا مشكل تشخيص داده شود و بهطور مؤثري حل شود. link جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۳
آنچه بايد از شترمرغ بدانيم
پرورش شتر مرغ از سال 1860 در كشور افريقاي جنوبي به صورت جدي آغاز گرديد و سپس در ساير نقاط دنيا گسترش يافت. امروزه در بسياري از كشورها پرورش شتر مرغ انجام مي شود. كشور ايران هم چند سالي است مبادرت به واردات اين پرنده نموده و در امر پرورش آن گام نهاده است. در طي چند سال گذشته مطالعاتي برروي پارامترهاي توليدي، جوجه كشي، تغذيه و پرورش اين پرنده صورت گرفته كه توأم با موفقيت هايي دراين زمينه بوده است. قابل ذكر است كه تاكنون در ايران محصولات حاصل از كشتار اين پرنده به بازار عرضه نشده است. محصولات اين پرنده شامل گوشت، چرم، پروساير محصولات فرعي است. گوشت پرنده قرمز بوده و از خواص آن مي توان پايين بودن ميزان چربي، كلسترول، تردي خاص و بالا بودن ميزان پروتئين را نام برد. چرم اين پرنده چرمي با ظاهري زيباست و درساخت انواع محصولات چرمي به كار مي رود. نوع ديگر چرم حاصل از پوست ناحيه ساق پاي شترمرغ است كه از صفحات فلسي، مانند پوست مارمولك تشكيل شده و در ساخت محصولات چرمي و به خصوص پوتين گاو چران ها استفاده مي شود.پرهاي شتر مرغ در ساخت انواع گردگيرها استفاده مي شود و خاصيت گردگيري بالايي دارد. همچنين ازپرشتر مرغ در تزيين علم در مراسم مذهبي، ساخت انواع كلاه ها و شال گردن ها استفاده مي شود. ساير محصولات فرعي اين پرنده شامل پوسته تخم مي باشد كه از تخم هاي بي نطفه در زمان جوجه كشي به دست مي آيد. برروي اين تخم ها كارهاي هنري از جمله نقاشي و حكاكي صورت گرفته و با قيمت هاي گزافي به فروش مي رسند. به طور كلي از كليه اجزاي اين پرنده استفاده مي شود. شترمرغ در سن 10 تا 14 ماهگي كشتار مي گردد و در اين سن حدود 100 تا 120 كيلوگرم وزن دارد. گوشت حاصل از اين پرنده بيشتر از قسمت ران مي باشد كه در حدود 30 تا 35 كيلوگرم است. همچنين پوستي به مساحت 3/1 تا5/1 متر مربع استحصال مي گردد. آنچه بايد از شترمرغ بدانيم پرورش مولدين شتر مرغ در سن 2 تا 3 سالگي به بلوغ جنسي مي رسد و تا مدت زيادي بارور باقي مي ماند. پرنده نر در زمان بلوغ به رنگ سياه با پرو بال سفيد رنگ و شتر مرغ ماده به رنگ قهوه اي تا خاكستري است. بارزترين نشانه در شتر مرغ نر، قرمزي رنگ ساق پا ، نوك و اطراف چشم است كه ارتباط مستقيمي با قدرت جنسي نر دارد. هرچه اين قرمزي بيشتر باشد پرنده از قدرت نرينگي بيشتري برخوردار است. شتر مرغ نرو ماده به صورت جفت تا دسته هاي چند تايي و نيز به صورت گله نگهداري مي شوند. اين تركيبات بسته به ميزان زمين موجود و امكانات، قدرت جنسي نرها و اهداف اصلاح نژادي متفاوت مي باشد. هيچ استاندارد خاصي در اين رابطه وجود ندارد و مدير مزرعه با شناسايي پرندگان و اهداف مورد نظر روش مناسب را انتخاب مي نمايد. شتر مرغ ها در سال درحدود 6 تا 8 ماه تخمگذاري نموده و بقيه سال را استراحت مي كنند. در ايران اين زمان از حدود بهمن ماه آغاز گشته و تا آبان ماه ادامه دارد. بديهي است در مناطق مختلف اين زمان متغيير باشد. در طول فصل تخمگذاري هر پرنده ماده به طور متوسط 40 تا 60 تخم مي گذارد. البته در بعضي از پرندگان (از جمله در كشورمان) اين ركورد به 120 عدد تخم مرغ هم مي رسد. به طور متوسط از هر پرنده ماده در سال حداقل 20 عدد جوجه سالم تا زمان كشتار بايستي توليد گردد تا اين فعاليت به صورت اقتصادي ادامه يابد. توليد مثل پرنده به عوامل زيادي از جمله ژننتيك ، شرايط آب و هوايي، سلامت پرنده و به خصوص جيره مناسب بستگي دارد. استرس از عوامل منفي در تخمگذاري پرنده مي باشد. معمولاً براي هر پرنده بالغ حداقل 250 متر مربع در گردشگاه در نظر گرفته مي شود كه البته بهتر است فضاي متعلقه بيش از اين باشد. فضاي مسقف (سايبان) به ازاي هر پرنده بالغ در حدود 8 متر مربع و ارتفاع حصار در حدود 2 متر مي باشد. در شرايط طبيعي هر پرنده بعد از گذاشتن حدود 18 عدد تخم برروي تخم ها نشسته و جوجه كشي طبيعي انجام مي گيرد. در مزارع از ماشين هاي جوجه كشي استفاده مي گردد. در سال اول تخمگذاري، ميزان تخم گذاري نسبتاً پاببن است ولي در سال هاي بعد به طور قابل ملاحظه اي افزايش مي يابد و در زمان تخمگذاري پرندگان، بايستي آرامش كافي براي پرنده مهيا گردد و ازحضور بازديدكنندگان كاست. هر گونه استرس شامل تغيير جيره، صداهاي ناآشنا براي پرنده(پارس سگ، تراكتور، هوايي و ....) حضور بازديدكنندگان، ترس و حتي تغييرات آب وهوايي برروي تخمگذار و باروري تخم ها اثر مستقيم دارد. در زمان فصل استراحت بايستي غذا با فيبربالا، پروتئين و انرژي پايين در اختيار پرنده قرار گيرد و افزايش وزن پرندگان را كنترل نمود . وزن اضافي در فصل توليد اثر منفي در جفتگيري و تخم گذاري دارد. در فصل استراحت بايستي ويتامين و مواد معدني به اندازه كافي در اختيار پرنده قرار گيرد. جوجه كشي مصنوعي شترمرغ شتر مرغ ماده معمولاً بين ساعت 4 تا7 بعدازظهر تخمگذاري مي كند. بلافاصله بعد از تخم گذاري بايستي تخم ها توسط كارگر جمع آوري شده و به محل جوجه كشي منتقل شوند. دوران جوجه كشي 42 روز مي باشد. درجه حرازرت دستگاه جوجه كشي 3/36 درجه سانتي گراد و رطوبت در حدود 20 تا 25 درصد است. وزن تخم به طور متوسط در حدود 5/1 كيلوگرم بوده و در پايان دوران جوجه كشي بايستي در حدود 13 تا 15 درصد از وزن تخم كاهش پيدا كند. در غيراينصورت ممكن است مشكلاتي در جوجه در آوري ايجاد گردد. معمولاً تخم ها به مدت يك هفته جمع آوري و در درجه حرارت و رطوبت مناسب نگهداري شده و سپس تخم هاي بي نطفه از دستگاه خارج مي گردند. در روز سي و هشتم تخم ها به هچر منتقل شده و تا زمان خروج از تخم در دستگاه باقي مي مانند. بهتر است جهت خشك شدن و فعاليت نسبي پرنده، به او اجازه داد تا به مدت 6 تا 12 ساعت دردستگاه هچر باقي بماند و سپس خارج گردد. بهداشت دستگاه و سالن جوجه كشي بسيار مهم بوده و بايستي حتي الامكان از ورود افراد متفرقه به محيط جوجه كشي خودداري شود. جوجه ها به هنگام تولد وزني در حدود 700 تا 1000 گرم دارند. بند ناف توسط آيودين ضدعفوني مي گردد. كف بيني هاي هچري نيز بايد اصطكاك كافي داشته باشند تا از بازشدن پاها درجوجه جلوگيري به عمل آيد. چنانچه جوجه نتواند از تخم خارج شود بايستي به جوجه كمك شود. اين امر نياز به كسب تجربه كافي داشته و هر گونه مداخله عجولانه سبب نتايج منفي درهچ خواهدشد. پرورش جوجه پس از خروج از تخم جوجه ها بايستي درحرارت 30 تا 32 درجه سانتي گراد قرار گيرند. بهتر است اين حرارت در زير منبع حرارتي (لامپ هيتر، مادر مصنوعي) براي جوجه مهيا شده و اجازه انتخاب را براي جوجه فراهم آورد. در صورتي كه شرايط جوي اجازه دهد مي تواند جوجه را 24 ساعت بعداز درآمدن از تخم در فضاي آزاد قرارداد. مراقبت از جوجه در سنين اوليه بايستي با دقت انجام شود. بهداشت سالن كاملاً رعايت شده و شب ها شرايط مناسب از نظر دما و تهويه براي جوجه ها فراهم شود. عفونت كيسه زرده از متداول ترين علل مرگ و مير جوجه ها تا سن حدود 14 روزه گي است. اين عفونت مي تواند از طريق تخم، دستگاه جوجه كشي، بندناف و نيز غذا و خوردن مدفوع(از طريق روده) به كيسه زرده منتقل شود. عدم جذب به موقع كيسه زرده باعث عفونت و مرگ جوجه خواهد شد. هرگونه استرس نيز مي تواند شرايط را براي باقي مانده كيسه زرده در بدن جوجه و عفونت آن فراهم نمايد. از ديگر علل مرگ و مير در جوجه ها را مي تواند عفونت هاي باكتريايي، اسهال و مشكلات فيزيكي پانام برد. غذا 24 ساعت بعداز هچ بايستي در اختيار جوجه قرار گيرد. غذا بايستي داراي انرژي و پروتئين بالا و از نظر املاح معدني وويتامين ها بالانس باشد. چند روزي طول مي كشد تا جوجه خوردن آب و غذا را بياموزد واين مدت زمان كافي را براي جذب كيسه زرده فراهم مي نمايد. قرار دادن يك جوجه بزرگ تر در ميان جوجه هاي تازه به دنيا آمده عمل آموختن خوردن و آشاميدن را به جوجه ها آسان مي سازد. جوجه هاي مريض و غيرفعال را بايستي سريعاً از ساير پرندگان جدا نموده و در فضاي ديگر تحت درمان قرار داد. انباشتگي اجسام خارجي از قبيل سنگ، چوب و ساقه در پيش معده و سنگدان از ديگر عوامل مرگ و مير جوجه ها تا سن چهارماهگي مي باشد. هرگونه استرس از قبيل بالانس نبودن جيره (از نظر موادغذايي ، مواد معدني وويتامينه و غيره) نيز بيماري و عدم آرامش و سلامت پرنده مي تواند به اين مسأله منجر گردد. بنابراين حتي الامكان سعي شود محيط پرورش جوجه ها عاري از هرگونه اجسام خارجي باشد. واكسيناسيون جوجه ها عليه بيماري نيوكاسل در كشورمان الزامي است. تلفات ناشي از اين بيماري توسط بعضي از مزارع در ايران گزارش شده است. جوجه ها به بيماري آنتروتوكسمي نيز حساس هستند. واكسيناسيون جوجه عليه اين بيماري توصيه مي گردد. اين بيماري غيرواگير بوده و عامل اصلي آن استرس است. (تغييرات جيره حمل و نقل، ترس، تراكم جوجه هاو....) جوجه ها به سرعت رشد كرده و درسن يك ماهگي در حدود 3 تا 6 كيلوگرم وزن دارند. با افزايش سن جوجه ها بايستي فضاي بيشتري در اختيار آنان قرار داد. گردشگاه جوجه ها بايستي داراي سايبان بوده و خاك بهترين انتخاب به عنوان بستر مي باشد. بستر فضاي مسقف بهتر است از جنس بتن باشد تا به راحتي بتوان آن را شست وشو داد و ضدعفوني كرد. در بعضي از مزارع از سيستم حرارت زيرزميني به عنوان منبع حرارت استفاده مي نمايند. اين مسأله باعث گرمي بستر و آرامش پرنده و نيز كاهش تلفات ناشي از عفونت كيسه زرده خواهد شد. در سن سه ماهگي جوجه ها وزني بين 20 تا 30 كيلوگرم خواهند داشت. بعداز سن 3 ماهگي جوجه ها نسبتاً مقاوم بوده و تلفات كاهش مي يابد. بعداز سن 3 ماهگي بيشتر تلفات ناشي از مسائل فيزيكي است. از سن سه ماهگي تا پايان يكسالگي (زمان كشتار) جوجه ها در فضاهاي محصور نگهداري مي شوند. معمولاً به ازاء هر پرنده، حداقل 50 متر مربع فضاي گردشگاه در اختيار قرار مي گيرد. فضاي سايبان براي هرپرنده نيز 5 متر مربع است. بنابراين بعداز سن سه ماهگي پرندگان نياز به سالن هاي بسته نخواهند داشت. بعداز سن سه ماهگي پرندگان به سرما و گرما بسيار مقاوم هستند. پرندگاني كه به عنوان مولد انتخاب مي شوند بعداز سن يكسالگي از جيره هاي نگهداري استفاده مي نمايند. link جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۳
بيوسكوريتي در صنعت پرورش گاو گوشتي
بيوسكوريتي (Biosecurity) يا حفاظت حياتي شامل برنامههاي پيشگيري از پاتوژنهاي اوليهاي است كه بهصورت بالقوه براي سلامتي گله مضر ميباشند. هر عامل عفوني كه ايجاد بيماري ميكند يك پاتوژن ناميده ميشود. پاتوژنهاي مختلف شامل ويروسها (ويروس FMD و ويروس BVD)، باكتريها (Brucella abortus عامل بروسلوز، Mycobacterium Paratuber culosis عامل بيماري يون) و پريونها (آنسفالوپاتي اسفنجي گاوان يا BSE و اسكرپي در گوسفندان) ميشوند. بيوسكوريتي در سطوح ملي كه شامل مراقبت بيماريهاي حيوانات خارج كشور ميباشند بهوسيله آزمايشگاه APHIS[1] (سرويس نظارت سلامتي گياهان و حيوانات) در دپارتمان كشاورزي ايالات متحده انجام ميشود. دامپزشكان APHIS و پرسنل حمايتي دركنار دولت در سرتاسر كشور يك نظارت پايدار براي نگهداري حيوانات اهلي و احشام دربرابر بيماريهاي حيوانات خارجي فراهم ميآورند كه عدم اين نظارت ميتواند براي صنعت دامداري و مصرف كنندگان تا ميليونها دلار ضرر برساند. حفاظت حياطي يا بيوسكوريتي درسطح يك گله يكسري استراتژيهايي را براي جلوگيري از بيماريهاي هزينهبر تعيين ميكند كه اين بيماريها درصورت ورود گلههاي خاصي بروز مينمايد. پيشگيري و كنترل سادة بيماريهاي معمول كه امروزه در اكثر گلههاي گوشتي اعمال ميشود براي مواجهه با تقاضاهاي آينده ناكافياند و ميتوان با مشاهدات و مراقبت منظم، واكسيناسيون و توجه محدود به بيوسكوريتي توليدات را درسطح گله افزايش داد. اهميت بيوسكوريتي: يكسري بيماريهاي عفوني در واحدهاي پرورش گاو مطرح ميشوند كه ميتواند يك اثر منفي روي درآمد اقتصادي واحد داشته باشند. ما اغلب به اثر مخرب بيماري فكر ميكنيم كه باعث كاهش كارايي توليد (كاهش ميزان باروري، سقط جنين زودرس، نقصهاي مادزادي و گوسالههاي ضعيف)، كاهش توليد (كاهش وزن گوسالههاي تازه از شير گرفته، كاهش مصرف خوراك و كم شدن ميزان افزايش وزن روزانه) و همچنين افزايش ميزان واگيري بيماريها و افزايش مرگ و مير آنها ميشود. اما آن چيزي كه مهم است اين است كه اين عوامل ميتواند ازنظر رقابت در بازار براي ما مضر و زيانآور باشد. با افزايش اطلاعات علمي موجود دربارة پاتوژنز، طرز انتقال و تشخيص بيماريهايي مثل BVD و يون و غيره، تعهدات دامپزشكان در قبال خريد و فروش حيوانات آلوده افزايش مييابد. به همين خاطر بيوسكوريتي بايد يك اولويت بسيار مهم ـ با شرايط خيلي بالا ـ در تصميمات مديريتي روزمره باشد. پاتوژنهايي كه در برنامههاي بيوسكوريتي درنظر گرفته شدهاند شامل ويروس زبان آبي، ويروس BVD، ويروس IBR، ويروس لوكوزگاوي، عامل بيماري يون و سل ، بروسلوز، گونههاي سالمونلا، Moraxella bovis عامل Pink eye، ويروس دهان تاولي، انگلها (كوكسيديوز، كريپتوسپوريديوز، آناپلاسما، شپشها)، آلودگيهاي قارچي و بيماريهاي ژنتيكي ميشوند. امروزه توليد كنندگان درگير تجارت بينالمللي شدهاند و به همين خاطر نيازمند توصيههاي لازم دربارة بيماريهايي هستند كه با آنها مواجه ميشوند. آنها بايد اين توصيهها و اطلاعات را از دامپزشكان بخش APHIS و با واسطه دامپزشك خود بگيرند. سطح بيوسكوريتي: در يك واحد ابتدا اثر بالقوة يك بيماري بر روي آن واحد تخمين زده ميشود و در اينجا بايستي به سطح خطر آسيب رسان و پيامدهاي اقتصادي آن بيماري توجه نمود. توليد كنندگان بايد يكي از سطوح خطري را كه توانايي اجراي آن را دارند، انتخاب نمايند. وقتي سطح بيوسكوريتي مشخص گرديد بايد يك پايه و اساس براي اجرا وجود داشته باشد كه در اينجا لزوم يك دامپزشك شايسته خيلي بااهميت بهنظر ميرسد. سطوح بيوسكوريتي مشخص شده براي كار در يك مركز گاو گوشتي بهصورت زير تعريف شده است: 1 ـ گله پاك و بسته كه عاري از پاتوژنهاي خاص است (SPF[2]). 2 ـ عدم اجازه ورود حيوان به گله. 3 ـ عدم اجازه ورود حيوان جديد به گله ولي اجازه بازگشت حيوان به اين گله. 4 ـ اجازه ورود حيوان جديد به گله بهشرط داشتن تاريخچه درماني ثبت شده و اعمال قرنطينه بر روي اين حيوانات. 5 ـ اجازه ورود حيوان جديد به گله بهشرط داشتن تاريخچه درماني ولي بدون اعمال شرايط قرنطينهاي. 6 ـ اجازه ورود حيوان جديد بدون داشتن تاريخچه درماني ثبت شده و بدون اعمال قرنطينه بر روي اينها. همانطوريكه گفته شد توليد كنندگان ميتوانند يكي از سطوح خطري را كه در بالا ذكر شده انتخاب نمايند و بهكار گيرند. منابع معمول اكثر پاتوژنها را ميتوان بهصورت زير نام برد: 1 ـ كنسانتره (ذرت، جو، بذر كتان و سبوس) كه ميتواند منبع گونههاي مختلف سالمونلا باشد. 2 ـ علوفه (يونجه، سيلاژ ذرت و…) كه وقتي با آب آلوده آبياري ميشوند بهعنوان منبع مهم سالمونلا مطرح هستند. همچنين درو كردن و ذخيره سازي نامناسب علوفه ميتواند بهعنوان عفونتهاي كلستريديايي منتهي شود. 3 ـ نشخواركنندگان تغذيه شده با خوراكيهايي كه پروتئينهاي ممنوع شده پستانداران بخصوصي را دارا هستند به ميزان معنيداري جنون گاوي را منتشر ميكنند. 4 ـ منابع آبي آلوده شده با سالمونلا، E. coli يا كريپتوسپوريديوم. 5 ـ حيوانات ولگرد، محلهاي عرضه حيوانات و بازار مالخرها. 6 ـ حيات وحش؛ پرندگان منبع سالمونلوز، آهوان منبع بروسلوز، گرگها منبع سالمونلوز و لپتوسپيروز، مدفوع جوندگان كه ميتواند منبع گونههاي سالمونلا و E. coli باشد. 7 ـ كنهها و حشرات خونخوار كه آناپلاسموز و ساير بيماريهاي مرتبط با خون را منتقل ميكنند. 8 ـ وسايل نقليه، وسايل تغذيه و لشگيري، كارگران و بازديد كنندگان و… 9 ـ مدفوع آلوده به نئوسپوراكانينوم كه بهعنوان يك منبع مهم براي اين ارگانيسم محسوب ميشود. نمونهاي از يك برنامة بيوسكوريتي براي تليسههاي گوشتي غيرآبستن جايگزين شده در گله: پس از خريدن تليسهها و جايگزين كردن آنها در گله اولين سؤالاتي كه بايد پاسخ داده شود اين است كه: 1)آيا تليسههايي كه خريداري شده است از گلهاي بوده كه ازنظر پايه ژنتيكي بالاتر از گله خودمان بوده است يا نه؟ 2)آيا حيواناتي كه خريداري شدهاند از گلهاي بوده است كه واكسيناسيون در آن گله اجرا ميشده يا نه؟ برنامهاي كه براي اين تليسهها اجرا ميشود شامل مراحل زير است: -I پيش جابجايي: 1 ـ آگاهي درباره سلامتي، واكسيناسيون و برنامههاي كنترلي گله. 2 ـ تستهاي مخصوص به مدت 30 روز بايستي انجام شود كه بهصورت زير است: الف) جدا كردن ويروس BVD از سرم يا شناسايي ويروس با روشهاي مخصوصِ رنگآميزي. الف ـ1) حيواناتي كه براي ويروس BVD مثبت ميشوند لازم است كه 30 روز بعد دوباره تست شوند تا مشخص شود آيا آلودگي پايدار دارند يا خير. الف ـ2) يك تيتر آنتيبادي سرم ويروس BVD براي شناسايي حيواناتي كه آلودگي پايدار به ويروس BVD دارند سودمند نيست. الف ـ3) گوسالههاي نوزاد متولد شده از تليسههاي خريداري شدهاي كه آبستن بودهاند بايد بلافاصله پس از تولد با تستهاي ايمنوهيستوشيميايي و… آزمايش شوند. ب) بيماري يون: تستهايي كه براي اين گروه سني از گاوان يعني تليسههاي گوشتي وجود دارد نسبت به تستهايي كه براي گاوهاي مسنتر استفاده ميشود از اعتبار كمتري برخوردارند بنابراين در خريداري تليسههاي گوشتي و جايگزيني آنها در گله توصيه ميشود كه اين تليسهها از گلههايي خريداري شوند كه ازنظر برنامههاي پيشگيري يون از سطح گله خودمان بالاتر و بهترند. ج) تستهاي بروسلوز، سل و… نيز بايستي انجام شود. -II ايزولاسيون و قرنطينه واحد: در اين مرحله بايستي مراحل ذيل انجام شود: 1ـ يك دوره حداقل 30 روزه ايزولاسيون 2ـ كنترل جدي حيوانات ازنظر تماس با ساير حيوانات و يا كنترل عبور و مرور 3ـ شناسايي گله 4ـ بانك سرم براي انجام تستهاي مكرر و يا تستهاي مورد نياز در آينده 5ـ واكسيناسيون عليه BVD, IBR، كمبيلوباكتر و گونههاي كلستريديايي 6 ـ درمان انگلهاي داخلي و خارجي 7ـ اضافه كردن كوكسيديواستات (مثل آمپروليوم يا يونوفور) براي نگهداشتن گله با ورود به دوره قرنطينهگذاري -III دوره پس از ايزولاسيون و قرنطينه: بهدنبال دوره قرنطينه و ايزولاسيون تليسهها را با گاوهاي نر پاك و يا گاوهاي نري كه از تست تريكومونيازيس منفي بودهاند، جفت مياندازند. گاوهاي نر نيز بايد براي بيماريهاي مشابه تست شده و تست آنها منفي شود. واكسنهاي دريافت شده و درمانهاي انجام شده بر روي گاوهاي نر همانند تليسههاي گوشتي جايگزين شده در گله مشابه است و بايد انجام شود. در پايان بايد يادآور شد كه برنامه بيوسكوريتي همانند يك سياست بيمه براي سلامتي و باروري گله است. توليد كنندگان با كمك يك دامپزشك لايق و شايسته بايد تصميماتي را درباره انتخاب سطح بيوسكوريتي مناسب براي گله كه قبلاً اين سطوح ذكر شده اتخاذ نمايند. بديهي است كه اگر اين سطح انتخاب شده محدود باشد درجاتي از ضررهاي اقصادي ميتواند بر گله و توليد كننده وارد شود و بايد گفت كه يك برنامه بيوسكوريتي جامع و كلي براي همه جوانب وجود ندارد و بيوسكوريتي ابزاري است براي كنترل بسياري ازبيماريهاي عفوني خطرناك؛ اين ابزار ميتوانند به راحتي با اهداف فردي هماهنگ شده و بهطور موفقيتآميزي براي هر گلهاي استفاده شوند هرچند در اينجا بايد برنامهريزي، تعهد و آموزش همه پرسنل در سرتاسر برنامه پرورش وجود داشته باشد تا مجموعه اهداف براي يك برنامه كنترلي دربرابر بيماريها بهدست آيد. link جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۳
مروری بر تشخيص آبستني، زايمان و مرحله پس از زايمان در گوسفند
گوسفند نژاد قره گل گونه اي از نشخواركنندگان است كه نسبت به محيط بياباني نظير سرخس بومي شده است غضروف بيني اين نژاد پيچش و خميدگي خاصي پيدا كرده و سبب گشته تا حيوان در محيطي كه همراه با گرد وغبار و وزش بادهاي موسمي است به راحتي تنفس كند.اين نژاد در مواقعي كه بازار براي توليد پوست مناسب است در منطقه اي چون سرخس كه دامهاي ديگر مقاومت كمتري دارند، توليد گوشت مطلوبي دارد.پوست بره هاي اين گوسفندان به سبب داشتن جعد زيبا و فرهاي بسيار قشنگ وزيبا براي تهيه پوشاك زينتي و گران قيمت به كار مبرود.اين نژاد از نظر توليدمثلي همانند ساير نژادهاي گوسفند موجود در ايران پلي استروس فصلي است. در اين مقاله تحليلي سعي بر ارائه روشهاي تشخيص آبستني ،مراحل زايمان وبرگشت رحم به حالت قبل از باروزي به منظور پذيرا شدن جنين بعدي توسط سيستم توليدمثلي گوسفند است. روشهاي متعددي به منظور تشخيص بارداري گوسفند استفاد ميشود كه از اين بين اسنفاده از روش سونوگرافي به دليل سهولت در امر تشخيص رواج بيشتري داردو طبق تحقيقات انجام شده در ايران نيز كارايي مناسب آن تاييد گرديده است(محي الدين)ساير روشها براي تشخيص آبستني در گوسفند عبارتند از:عدم فحلي مجدد،روش Teasingواستفاده از قوچهاي وازكتومي شده،بيوپسي جدار واژن در روز 40آبستني،لاپاراتومي جدار شكم در 4هفتگي،اندازه گيري بعضي هورمونها در خون(پروژسترون در روز 20پس از آبستني)،راديوگرافي،معاينه دستي از طريق ركتوم زايمان در گوسفند به سه مرحله تقسيم ميگردد كه خروج بره در مرحله دوم زايمان رخ ميدهد ،سپس در مرحله سه زايمان در اثر انقباضات رحمي كه شدت آنها از مرحله دوم كمتر است بقاياي پرده هاي جنيني و جفت خارج ميگردد.Lucia كه ترشحات رحمي شامل موكوس ،خون،بقاياي مايعات و پرده هاي جنيني وجفت و نيزبافتها ي مادري است پس از زايمان دفع ميگرددكه خروج آن ناشي از انقباضات ميومتر رحم است كه اين انقباضات ناشي ار آزادسازي پروستاگلندين در پس از زايمان مي باشد.(f) پس از زايمان رحم بايد براي آبستني بعدي آماده گردد.دوران پس از زايمان در گوسفند و تغييرات رحم در اين دوره چندان مورد مطالعه قرار نگرفته است ومقالات چنداني در اين باره منتشر نشده است. جمع شدن رحم وبرگشتن آن به اندازه و عملكرد طبيعي در قبل از آبستني بستگي به انقباضات رحمي،حذف عفونتهاي باكتريايي، وبازسازي اندومتريوم رحم دارد.چين خوردگي وانقباضات سريع رحم در دوره ده روزه پس از زايمان با اندازه گيري طول ووزن رحم مشخص گرديده است طبق اين سنجش برگشت كامل رحمي در مدت 25-20 روز صورت مي پذيرد.(a)،طبق نظر عده اي ديگر بازسازي اندومتر در روز 30وبرگشت كامل رحم به وضعيت قبل از آبستني در روز 35 پس از زايمان صورت ميگيرد.(i) اغلب گوسفندان داراي توليد مثل فصلي هستند(از جمله نژاد قره گل)وشروع مجدد سيكلهاي تخمداني پس از زايمان تا فصل توليد مثلي آينده به تعويق خواهد افتاد، البته گزارشهاي معتبري درباره فعاليت تخمداني در چند روز تا دو هفته پس از زايمان وجود دارد كه رشد فوليكولي معمول است اما فوليكولها آترزي شده واوولاسيون معمولا رخ نداده ويا همراه با يك فحلي خاموش است(a)اشكال در بلوغ فوليكولي و اوولاسيون شايد ناشي از كافي نبودن آزادسازي هورمون LH باشد كه به سبب كمبود سنتز و ترشح هورمون GnRH است(Wright et al 1981) شروع اولين اوولاسيون پس از زايمان در ميش به الگوي ضرباني(pulsative) ترشح LH ونيز افزايش جزئي در مقدار پروژسترون وابسته است.(f) در طي زايمان بواسطه شل شدن فرج وباز شدن سرويكس طيف متنوعي از باكتريهاي پاتوژن وغير پاتوژن وارد رحم شده وحالت استريل محيط رحم را بر هم ميزنند.خون، بقاياي سلولي وبافتهاي مرده كارانكولها، محيط مناسبي را جهت رشد باكتريها فراهم مياورند اما بواسطه چند مكانيسم دفاعي، رحم مدتي پس از زايمان مجددا حالت استريل پيدا ميكند كه اين مكانيسمها عبارتند از:نفوذ گسترده لنفوسيتها به فضاي رحم و فاگوسيتوز اجرام پاتوژن،آزادسازي فراوان پروستاگلندين در دو هفته آغازين پس از زايمان كه كه سبب انقباضات عضله رحم وخروج بقاياي مايعات و پرده هاي جنيني از رحم ودر نتيجه كاهش بار ميكروبي رحم مي شود.ميزان پروستاگلندين آزادشده در گوسفند به واسطه داشتن جفت نوع كوتيلودوني از ساير گونه ها مانند خوك و اسب بيشتر است. مكانيسم سوم ترشح استروژن از تخمدان قبل از اولين اوولاسيون است كه سبب افزايش ايمني رحم ميشود.(f) پس از زايمان ديواره رحم از نظر سيتولوژي نيز دچار تغييراتي ميشود تا به وضعيت قبل از آبستني برگردد. شروع اين تغييرات حتي به قبل از زايمان برگشته وتغييرات دژنراتيو در هيالين بافت پيوندي در پايه چينهاي اندومتريوم وديواره عروق در سه روز قبل از زايمان آغاز ميگردد(a)پس از زايمان وجداشدن جفت، دژنرسانس هيالن در بافت كارانكولها با سرعت بيشتري صورت ميگيرد،كه نكروز لايه هاي سطحي كارانكلها رخ داده ودر روز چهارم پس از زايمان بيشتر اين لايه هاي سطحي اتوليز شده اند كه منجر به رنگ قهوه اي تيره يا سياه ترشحات Luciaميگردد(a)در روز 16پس از زايمان(a)ويا روز17 (g) تمام لايه هاي سطحي كارانكولها نكروز شده وپلاكهاي قهوه اي بافت نكروزه در فضاي رحم آزاد ميشود.ساخت مجدد اپيتليال كامل بنا به نظرArthur در روز28وطبق مطالعه Krajnicakavaدر روز 34 پس از زايمان صورت ميگيرد.در طول اين دوره سلولهاي اويداكت نيز از نظر مورفولوژي چندين بار تغيير ميكنند.(c) مطالعات انجام شده بر روي سوابهاي واژن نيز تغيير شكل سلولهاي آن را در اين نشان داده است(h) طبق مطالعات Doboszynska تغيير شكل اندومتريوم تا روز12پس از زايمان به تعويق افتاده كه در همين زمان تغييرات دژنراتيو اپيتليوم سطحي و غده اي پايان ميپذيرد.تغييرات در عضله طولي ديواره رحم نيز در روز6ودر عضله حلقوي در روز 10پايان مي يابد. از سونوگرافي نيز جهت بررسي تغييرات رحم وتخمدانها در دوران پس از زايمان استفاده شده است كه به دو صورت انجام ميگردد: abdominal TransوTrans rectal با استفاده از سونوگرافي، تغييرات اندازه رحم وبرگشت آن به اندازه طبيعي بطور دقيق بررسي شده و فرمولي جهت تعيين ميزان برگشت رحم ارائه گريده است.بر طبق اين تحقيقات سونوگرافي روش مناسبي جهت كنترل برگشت رحمي وتشخيص آسيبهاي پاتولوژيك رحمي مي باشد.با اين روش مي توان رشد فوليكولها بر روي تخمدانها را نيز تشخيص داد.(e) در نهايت آنكه تغييرات رحم در دوران پس از زايمان بواسطه آنكه سبب آماده شدن رحم براي آيستني مجدد وتوليد بره در دوره بعد ميگردد شايان اهميت فراوان است كه متاسفانه تابحال آنگونه كه شايسته است به آن پرداخته نشده است link جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۳
برنامهريزي توليد مثل با ملاتونين در نشخوار كنندگان كوچك
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
نمودار توصيف تولد يك، دو و سهتايي را پس از جفتگيري طبيعي در ميشهاي Tarasconnais نشان ميدهد. بسته به اينكه قرص رگولين كاشته شده است يا نه (گروه كنترل). اطلاعات اين آزمايش بهوسيله مؤسسه فرانسوي de l'Elvoge انتخاب شده است.
بيماريهاي رايج در انسان و دام به دو دوره تقسيم مي شوند ، دوره پنهان يا كمون و دوره آشكار يا مرحله ظهور آثار و علائم بيماري.
واضح است كه انسان در بسياري موارد قبل از شروع مرحله اصلي بيماري ، قادر است با ابراز مشكلات خود باعث كنترل بيماري و بهبودي كامل شود ، بطور طبيعي در دام و طيور اين چنين نمي باشد و در عمده موارد آثار و علائم بيماري زماني ظاهر مي شود كه در واقع بيماري ضايعات خود را بر جاي گذاشته است.
در اين مقاله سعي شده است در مورد بعضي از بيماري هاي رايج در طيور و دوره كمون آنها و همچنين مدت زمان درگيري يعني زماني كه بيماري به صورت باليني Course of diseases ظاهر مي گردد ، توضيحات بيشتري ارائه شود.لازم به ذكر است كه زمانهاي ذكر شده بر اساس تاريخچه گله هاي مختلف تنظيم گرديده است.دوره بيماري در گله ها تحت تاثير عوامل متفاوت از قبيل سن ، توانائي جسمي ، حد عامل بيماري زا ، وجود انگلها و مديريت قابل تغيير مي باشد.مجموعه اين عوامل بر روي حساسيت پرنده نسبت به بيماري موثر بوده عملكرد گله را متغير مي سازد.
در جداول ارائه شده ، بيماريها به سه دسته تقسيم شده اند:
1-بيماريهاي سيستم تنفسي كه سبب درگيري مجاري تنفسي ، ريه ها و كيسه هاي هوائي مي شوند و شامل بيماريهاي ويروسي ، باكتريهائي و قارچي مي باشند.
2-بيماريهاي ويروسي غير تنفسي
3-بيماريهاي باكتريائي غير تنفسي
مهمترين بيماريهاي سيستم تنفسي پرندگان
الف-بيماريهاي ويروسي
|
دوره بيماري |
دوره كمون |
نام بيماري |
|
10 تا 14 روز |
3 تا 5 روز |
آنفلوانزا(AI) |
|
آهسته و طولاني مدت |
4 تا 10 روز |
آبله(FP) |
|
10 تا 14 ساعت |
17 تا 36 ساعت |
برونشيت عفوني(IB) |
|
7 تا 14 روز |
2 تا 12 روز |
لارنگوتراكئيت(ILT) |
|
10 تا 14 روز |
5 تا 7 روز |
نيوكاسل(ND) |
|
10 تا 14 روز |
2 تا 7 روز |
پنوموويروس تيپ 1 كبوتر(1-MV |
|
5 تا 10 روز |
3 تا 5 روز |
سندروم تورم سر (SHS) |
|
14 تا 28 روز |
3 تا 5 روز |
نيوكاسل فوق حاد(VVND) |
|
نکاتي پيرامون توليد مثل در اسب
| ||
|
توليد مثلبهتر است كه همة اسبداران تا حدي از توليد مثل اسب آگاهي داشته باشند. بيترديد امروزه بر شمار علاقمندان به پرورش اسب بويژه پوني، افزوده ميشود. اغلب، پس از اينكه فرزندان خانواده دوران خردسالي را پشت سر مي گذارد، اين پرسش مطرح ميشود كه با پوني چه بايد كرد. پوني را مي توان فروخت، ولي معمولاً تا آن موقع به صورت عضوي از خانواده درآمده و هيچكس تمايلي به فروش آن ندارد. اگر ماده باشد، نخستين كار بارور كردن اوست. نخستين سؤال اين است كه بايد از چه سيلمي استفاده كرد؟ طبيعي است شما نرياني خوش تركيب و خوش ركاب را بر ميگزينيد، ولي مهمتر از هر چه ديگري خلق و خوي نرياد است. هيچگاه نبايد از يك نريان بداخلاق براي اين كار استفاده كرد؛ چرا كه تقريباً همواره اين عيب بزرگ از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود. يك پوني بدخلق و شرور نه تنها باعث دردسر است، بلكه ميتواند خطري جدي براي مربيان و همچنين بچهها به شمار آيد. پس از انتخاب نريان مناسب، اين سؤال پيش ميآيد كه جفتگيري چه زماني بايد صورت بگيرد؟ در مورد اسبهاي اصيل كه به منظور شركت در مسابقات اسب دواني پرورش داده ميشوند، بهتر است كره اسب تا حد امكان نزديك به آغاز سال ميلادي (دي ماه) به دنيا آمده باشد اين بدان علت است كه در اسبهاي تروبرد سن كره را از دي ماه هر سال حساب ميكنند. (در ايران بهار مبناي محاسبه است)، اگر اسب شما در گروه اسبهاي دو ساله در مسابقه شركت كند، همواره اين يكي دو ماه بالاتر بودن سن اسب يك مزيت مي باشد. اما در مورد پونيها و اسبهايي كه به منظور كار در مزرعه و يا شكار از آنها استفاده ميشود، اين موضوع مصداق نداشته بهتر است كرة آنها زماني متولد شد كه هوا خوب و چراگاه سرسبز است؛ يعني بسته به اينكه در جنوب يا شمال كشور هستيد، كره در فاصلة بين نيمة اول ارديبهشت ماه تا اوايل تيرماه به دنيا بيايد. طول دورة آبستني، يعني مدتي كه كره در رحم مادر قرار دارد (فاصلة بين جفتگيري ماديان و تولد كره اسب)، تقريباً يازده ماه است، هر چنئ كه موارد معدودي ممكن است كره يك يا دو هفته زودتر يا تا يك ماه ديرتر متولد شود. بنابراين اگر ميخواهيد كره در ارديبهشت ماه به دنيا بيايد، بايد جفتگيري در خردادماه انجام شود. ماديان هر سه هفته يك بار فحل ميشود و به مدت دو يا سه روز فحل ميماند و تمايل به جفتگيري با نريان را از خود نشان ميدهد. طي اين مدت، در بدن ماديان، سلول جنسي ماده يا تخمك از تخمدان آزاد ميشود. آبستني مستلزم تركيب اين تخمك با اسپرم نريان است. سلولهاي جنسي نر تقريباً بيست و چهار ساعت زنده مي مانند؛ چنانچه آنها در اين مدت با تخمك برخورد نكنند، جفتگيري بيحاصل خواهد بود. بهترين زمان جفتگيري ماديان، ساعتهاي پايان دورة فحلي است. كه احتمال آزادشدن تخمك بيشتر از هر زماني ديگر است. البته بهترين و عمليترين شيوه اين است كه در اين مرحله با دامپزشك خود مشورت كنيد. چه بسا او تصميم بگيرد كه ماديان را از طريق مقعد معاينه كند و فوليكولهاي رسيدة تخمدانها را پاره كند تا اطمينان حاصل شود كه تخمك پيش از جفتگيري آزاد شده است. بهتر است كه چهل تا شصت روز پس از جفتگيري دامپزشك خود را فرا بخوانيد تا از ماديان خون گرفته و آن را از نظر تأييد آبستني آزمايش كند. نمونة ادرار را نيز ميتوان سه تا چهار ماه پس از جفتگيري بدين منظور آزمايش كرد. در طول مدتي كه ماديان آبستن است، بايد به خوبي نگهداري شود و از تغذية مناسب هم برخوردار باشد تا كره اسبي سالم و نيرومند داشته باشيد. | ||
| |||
|
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش
v معرفي
خرگوش اهلي (Oryctolagus Cuniculus)حيواني از راسته خرگوش شكلان (Lagomorpha) و خانواده Leporidae است و خاستگاه ابتدائي آن غرب اروپا و شمال غرب آفريقا ميباشد.
در حال حاضر از نژادهاي مختلف آن به منظورهاي گوناگون از جمله توليد پشم و گوشت، انجام تحقيقاتبيولوژيكي و بعنوان حيوانات خانگي استفاده ميشود.
رفتار غير تهاجمي و آرام خرگوش آنرا بعنوان يك حيوان خانگي ايدهآل مطرح نموده است. با اين وجود جهتنگهداري مناسب آن، آشنائي با خصوصيات آناتوميكي، فيزيولوژيكي و رفتاري اين حيوان ضروري است.
v ويژگيهاي كالبد شناسي و فيزيولوژيكي
سر: مهمترين ويژگي آناتوميكي حيوان در سر، گوشها ميباشند. بخش خارجي گوشها يعني لاله گوشخصوصيت برجسته اين حيوان بوده و علاوه بر نقش آن در شنوائي، به لحاظ وجود شبكه وسيع عروقي در زير پوستاين ناحيه، تأثير مهمي درتنظيم حرارت بدن دارند. لالههاي گوش نرم و بسيار حساس ميباشند و نبايد از آنها برايگرفتن و مقيد كردن حيوان استفاده نمود.
چشمها به نسبت اندازه سر بزرگ و داراي زاويه ديدي حدود 190 درجه ميباشند. مردمكها قدرت اتساعزيادي دارند و بدين علت حساسيت بينائي حيوان به نور را در مقايسه با انسان 8 برابر افزايش ميدهند. پلك سوم دراين حيوانات رشد قابل ملاحظهاي دارد كه در هنگام خواب از گوشه داخلي چشم حركت نموده و سطح قرنيه راميپوشاند.
دندانهاي خرگوش رشد دائمي دارند، بعنوان مثال دندانهاي پيشين در طول سال بيش از 10-12 سانتيمتر رشدمينمايد بنابراين بيماريهاي دنداني نظير رشد بيش از حد دندانها و يا وجود دندانهاي نابجا و بد شكل از موارد متداولدر خرگوشها ميباشند.
قفسه صدري: حجم قفسه صدري در مقايسه با گنجايش محوطه خيلي كوچك است. قلب نيز كوچك است وبر خلاف ساير پستانداران دريچه دهليزي - بطني سمت راست سه لختي (Tricuspid) نبوده و دو لختي Bicuspid))است.
محوطه بطني: طول رودهها حدود 10 برابر طول بدن است و بخش مهمي از آن را (از نظر گنجايش و عملكرد)رودهكور (Cecum)تشكيل ميدهد كه باقيمانده هضم نشده مواد غذائي پس از عبور از روده باريك وارد آن شده وتوسط ميكروفلور موجود در آن مورد تجزيه قرار ميگيرند و تركيبي غني از پروتئين و ويتامين را ايجاد ميكنند.
خرگوش بطور طبيعي و غريزي رفتاري تحت عنوان مدفوع خواري دارد. اين حيوانات دو نوع مدفوع توليدميكنند كه يك نوع آن بشكل دانهاي و نوع ديگر بحالت خميري است. نوع دوم غني از تركيبات پروتئيني و ويتامينياست و حيوان فقط اين نوع مدفوع را مورد تغذيه قرار ميدهد. اين عمل معمولا صبح زود انجام ميشود و حيوانمدفوع را مستقيما از مخرج خود ميگيرد و بدين ترتيب بخشي از نياز بدن به پروتئين و تركيبات ويتاميني را تامينمينمايد.
ادرار خرگوش بواسطه مصرف جيره غذائي گياهي داراي PH قليائي حدود 8/2 است و رنگ آن از زرد روشن تانارنجي پر رنگ يا قهوهاي متمايل به قرمز متغير است كه ميزان رنگ بر اساس دهيدراتاسيون و قليائي بودن ادرار تغييرميكند. همچنين بخاطر وجود نمكهاي كربنات كلسيم و فسفات آمونيم و منيزيم ادرار كدر است. رسوب اين تركيباتبر سطح ميلههاي قفس، تميز كردن لانه را با اشكال روبرو ميسازد.
درجه حرارت طبيعي بدن بين 37 تا 39/4 درجه سانتيگراد و به طور متوسط 38/3 درجه سانتيگراد ميباشد.
با توجه به وجود نژادهاي مختلف وزن حيوان بالغ ميتواند از حداقلkg 0/9 در نژادهاي كوچك (آلماني،لهستاني) تا kg 1/8 در نژادهاي متوسط (نيوزيلند) و kg 7/3 در نژادهاي بزرگ (فلاماندري بزرگ) متغير باشد. متوسططول عمر اين حيوان حدود 5 تا 6 سال و حداكثر طول عمر قابل انتظار 15 سال است.
v نگهداري
خرگوش را ميتوان در داخل منزل (بعنوان مثال در حياط) نگهداري نمود. حداقل سطح مورد نياز برايخرگوش با وزن kg 2 حدود 0/3 متر مربع است. براي خرگوشهاي با وزن بيش از kg 2 به ازاء هر كيلوگرم وزن اضافهسطح لانه بايد حدود 0/2 - 0/1 متر مربع افزايش يابد و در صورتيكه چند خرگوش با هم نگهداري شوند بايد به ازاءهر خرگوش اضافي 0/2 متر مربع به سطح لانه افزوده گردد.
ارتقاع لانه بايد در حدي باشد كه حيوان بتواند بطور كامل بر روي پاهاي خود بلند شود كه بسته به جثه حيوانميتواند حدود 45-90 سانتيمتر در نظر گرفته شود. در صورتيكه خرگوش در فضاي خارج منزل نگهداري ميشودكف لانه بايد در مقابل نفوذ رطوبت عايق شود و در صورتيكه نگهداري در داخل منزل صورت ميگيرد كف لانهميتواند مشبك و يا توري باشد كه بدين ترتيب ادرار و رطوبت ناشي از آن در كف قفس باقي نميماند و اين مسئلهاجازه ميدهد تا تميز كردن لانه در فواصل طولانيتري انجام گيرد.
جهت جلوگيري از بروز نزاع در بين خرگوشها و عوارض متعاقب آن، خرگوشهاي نر را بايد جدا از هم نگهدارينمود. همچنين نرها و مادهها نيز جز در هنگام جفتگيري بايد در لانههاي جداگانه نگهداري شوند. نگهداري چندخرگوش ماده با هم در يك قفس اشكالي ندارد.
خرگوشها ميتوانند درجه حرارت بين 270 - 4 درجه را تحمل نمايند كه البته متوسط درجه حرارت توصيهشده بين 22 - 16 درجه سانتيگراد است. رطوبت محيط بايد حدود 60 - 40 % باشد و حداقل طول مدت روشنائيمورد نياز 16 - 14 ساعت است. در صورتيكه طول مدت روشنائي محيط از اين مقدار كوتاهتر باشد حيوان دچارنقصان فعاليت جنسي پائيزي (Autumnal Sexual depression) ميگردد.
v تغذيه
ميزان مصرف غذا در خرگوشها بطور متوسط روزانه حدود 5 گرم به ازاء 100 گرم وزن بدن است. بهترين مادهغذائي براي خرگوشها، جيرههاي غذائي تجاري است كه تركيبات آن بر اساس نياز حيوان تنظيم شده است. اينجيرهها معمولا حاوي 17% - 14% پروتئين، 22% - 12% فيبرخام و 2500 - 2100 كيلو كالري انرژي هستند.
در كنار اين مواد ميتوان از سبزيجات مختلف نيز استفاده نمود و بايد توجه كرد كه سبزيجات فاسد و كپكزدهنباشند.
اين حيوان از نظر فيزيولوژيك شبه نشخوار كننده (Pseudoruminant) بشمار ميرود و چون ميكروفلور دستگاهگوارش آن نسبت به تغييرات اسمولاريته و PHبسيار حساس است بنابر اين تغيير نوع مواد غذائي بايد به آهستگي وطي مدت 5 - 4 روز انجام گيرد و هرگونه تغيير ناگهاني در محتويات جيره غذائي، بخصوص استفاده از جيرههاي غنياز كربوهيدرات ميتواند با ايجاد اختلالات شديد گوارشي سبب مرگ حيوان گردد.
v توليد مثل
تعيين جنسيت در خرگوشهاي نابالغ بسيار مشكل بوده و به تجربه نياز دارد. بنابراين در اين مورد از دامپزشككمك بگيريد.
خرگوشها در حدود سن 24 - 16 هفتگي به بلوغ ميرسند. نژادهاي كوچكتر زودتر ازنژادهاي بزرگتر و مادههازودتر از نرها بالغ ميشوند. خرگوش ماده سيكل اوستروس منظمي ندارد ولي مرحله پذيرش جنسي طولاني و حدود7-10 روز است. در صورتيكه جفتگيري انجام نگيرد ظرف 1-2 روز حالت پذيرش از بين رفته و پس از آن حيوانمجددٹ وارد مرحله پذيرش جنسي ميگردد.
خرگوش مادهاي كه وارد اين مرحله شده است به ساير خرگوشهاي ماده داخل قفس اجازه ميدهد كه بر پشتوي بجهند كه اين نشانه در جهت تشخيص حيوان آماده جفتگيري حائز اهميت است. همانگونه كه در مبحث لانه ذكرشد نرها و مادهها بايد جدا از يكديگر نگهداري شوند و فقط هنگام پذيرش جنسي خرگوش ماده براي مدت حدود10 دقيقه در قفس خرگوش نر قرار داده شود.
در صورتيكه جفتگيري منجر به لقاح نگردد، ممكن است آبستني كاذب (Pseudopregnancy) رخ دهد. در اينمرحله حيوان ماده كليه حالات حيوان آبستن را دارد و حتي پستانها نيز بزرگ ميشوند ولي اين مرحله حداكثر پس ازحدود 18 روز خاتمه مييابد.
طول مدت آبستني حدود 33 - 30 روز است. رشد پستانها سريع بوده و طي هفته آخر آبستني صورت ميگيرد.طي روزهاي آخر حيوان ماده شروع به ساخت لانه مينمايد و براي اين منظور اقدام به كندن موهاي ناحيه شكمميكند. تعداد بچهها بين 4-12 و بطور متوسط 7 عدد است. بچهها معمولا صبح زود و طي حدود يك ساعت و ياكمتر متولد ميشوند. طول مدت شيردهي حدود 4-6 هفته است. مادر در طول روز فقط يكبار و معمولا صبحها بهبچهها شير ميدهد و بقيه ساعات روز لانه بچهها را ترك مينمايد كه اين مسئله نبايد بعنوان عدم پذيرش بچههاتوسط مادر قلمداد شود. در صورت مرگ مادر و يا هنگامي كه مادر قادر به شيردادن بچهها نباشد ميتوان آنها رابصورت دستي تغذيه نمود. جهت تغذيه بچهها شير با فرمولهاي مختلفي توصيه شده است كه يكي از سادهترينفرمولها بشرح زير ميباشد:
شير گاو 240 سيسي
زرده تخم مرغ 1 عدد
عسل 5 سيسي
موليتي ويتامين كودكان 5 سيسي
شير دادن هر 12 تا 24 ساعت انجام ميگيرد. البته بايد در نظر داشت كه تغذيه دستي بچه خرگوشها بندرتموفقيتآميز بوده و ممكن است با مشكلات و عوارض متعدد گوارشي و تنفسي در بچه خرگوشها همراه باشد.
v خرگوش و بهداشت عمومي
هر چند موارد گزارش شده از انتقال بيماريهاي خطرناك بين انسان و حيوان در خرگوشهاي اهلي و خانگي نادراست با اين وجود مهمترين اين بيماريها عبارتند از سالمونلوز، تولارمي، هاري، عفونتهاي قارچي پوست و مو، سل وتوكسوپلاسموز.
جهت جلوگيري از بروز بيماري در حيوان و كاهش احتمال انتقال آن به صاحب حيوان توصيههاي زير بايدمورد توجه قرار گيرد.
1 - پس از خريد حيوان، جهت معاينه و بررسي وضعيت سلامت آن و دريافت راهنمائيهاي لازم به درمانگاههايدامپزشكي مراجعه شود.
2 - حتيالامكان با ساخت جايگاه و لانه مناسب، حيوان در خارج از محيط منزل و به عنوان مثال در حياط نگهداريگردد.
3 - در صورتيكه حيوان در داخل منزل نگهداري ميشود بايد داراي جايگاهي خاص و نسبتا محدود باشد و از رفت وآمد آزادانه حيوان در محيط منزل بايد جلو گيري شود.
4 - محل نگهداري و لانه حيوان روزانه نظافت گردد.
5 - از تماس حيوان با حيوانات خانگي افراد ديگر و همچنين حيوانات غيرخانگي نظير گربههاي ولگرد جلوگيريشود.
6 - نظافت شخصي عليالخصوص شستن دستها پس از تماس با حيوان از اهميت زيادي برخوردار است.
7 - در صورت مشاهده هرگونه تغيير در ظاهر و يا رفتار حيوان، جهت بررسي علت آن به درمانگاه دامپزشكي مراجعهشود و بر اساس نظر دامپزشك معالج انجام معاينات دورهاي مورد توجه قرار گيرد.
واكسن هاري جز در مواردي كه حيوان در معرض هاري قرار دارد و يا در مناطقي كه هاري شايع ميباشد توصيهنميشود و براي پيشگيري از بروز ساير بيماريهاي متداول در خرگوش نيز تاكنون واكسني تهيه نشده است.
v معرفي
مرغ عشق (Budgerigar) يكي از اعضا كوچك خانواده طوطيها محسوب ميشود. مهد اين پرنده زيبا استراليا ميباشد.در طول قرن 19 و 20 هزاران جفت از اين پرنده به ساير قارهها آورده شد و خيلي زود توانست جاي خود را به عنوان يكحيوان خانگي محبوب باز كند. رنگهاي زيبا، صداي دلنشين، توانايي تقليد صدا، طبيعت اجتماعي، نگهداري آسان وقيمت ارزان، مرغ عشق را به يكي از محبوبترين پرندگان تبديل كرده است.
v خصوصيات
مرغ عشق در رنگهاي متنوعي وجود دارد كه از جمله آنها سبز، زرد، آبي و شيري ميباشد. در طبيعت به كمك منقارقوي و شكل انگشتان پاهايش، دو انگشت رو به جلو و دو تا رو به عقب به راحتي از شاخهها بالا ميرود.
مرغ عشق حدودا در 3 ماهگي بالغ ميشود. برجستگي روي قاعده منقار در غالب پرندگان نر بالغ آبي روشن يا بنفشو در ماده بالغ قهوهاي است. البته اين رنگ در نابالغين كاملا مشخص نيست ضمن اينكه هنگام بيماري يا پيري رنگبتدريج كم ميشود.
مرغ عشق ماده در هر نوبت به طور متوسط 4-6 تخم ميگذارد. جوجهها 16-18 روز بعد از تخم بيرون آمده و24-28 روز در لانه ميمانند. در طول اين مدت جوجهها به شدت وابسته به مادر هستند.
v ساير مشخصات
طول عمر: 7-8 سال
وزن: 40-45 گرم
طول بدن پرنده نر: 18 سانتيمتر
v خريداري
بايد توجه داشت كه مرغ عشق (مانند ساير حيوانات خانگي) حتما بايد از جاي مطمئن خريداري شود. سن مناسببراي خريد 6-7 هفتگي است. هنگام خريد به وضعيت پرها دقت كنيد چرا كه نشانه خوبي از وضعيت كلي پرنده است.در پرنده سالم پرها صاف، شفاف و درخشان ميباشند در حاليكه پرنده بيمار كسل بوده و پرهاي ژوليدهاي دارد. چشمهابايد شفاف، درخشان و فاقد تورم باشند. پاها به راحتي ميله قفس را بگيرند و پرنده در حالت ايستاده زاويه 30 نسبت بهخط قائم داشته باشد. اطراف مخرج طبيعي و پرنده شاداب باشد.
v رابطه با انسان و حيوانات خانگي
مرغ عشق خيلي زود اهلي شده و به خانه خو ميگيرد. ميتوان به آن ياد داد كه روي انگشت بنشيند (شكل 2). حضورسگ و گربه موجب ناراحتي پرنده ميشود حتي اگر به آن دسترسي نداشته باشند.
پرنده جديد را بايد بتدريج وارد كرد حتي اگر جفت پرنده شما باشد. بهتر است ابتدا در قفسهاي مجزا ولي كنار همباشند (بدون تماس) تا به هم عادت كنند.
v نگهداري
قفس: بايد فضاي كافي براي تحرك پرنده داشته باشد. اندازه توصيه شده براي يك جفت مرغ عشق 75‚60‚100سانتيمتر ميباشد. داشتن ميلههاي افقي (نسبت به عمودي) ارجح است چرا كه پرنده ميتواند براي بالا رفتن از آناستفاده كند.
مكان قفس: قفس بايد در اتاقي روشن، با هواي مناسب و در جريان (با دماي 1-26 سانتيگراد بدون تغييرات ناگهاني)،بدون دود سيگار و در گوشهاي از اتاق قرار داد تا پرنده احساس امنيت كند. پرنده نبايد در معرض تابش مستقيم خورشيدباشد همچنين آشپزخانه محل مناسبي براي قفس نميباشد چون داراي بخارات مضر است. ارتفاع قفس بهتر استطوري باشد كه پرنده حدودا هم سطح چشمان شما باشد تا كنترل و اهلي كردن آن سادهتر شود.
با توجه به اينكه مرغ عشق در شب ساعاتي را ميخوابد در صورتيكه برق روشن است بهتر است روي قفس با پارچهپوشانده شود.
وسايل داخل قفس: وسايل لازم براي قفس شامل ظروف آب، غذا و سنگريزه و قالب معدني (يا كف دريا) ميباشد.اسباب بازي نيز بويژه براي يك پرنده تنها لازم است.
كف قفس را ميتوان با روزنامه (رنگي نباشد) يا روزنامه كه روي آن ماسه ريخته شده است، پوشاند. آبخوري لولهاي،براي مرغ عشق مناسب است. جلوي ظروف آب و غذا بايد ميله باشد تا پرنده بتواند بر روي آن بنشيند ضمن اينكهظروف آب و غذا نبايد زير ميلههاي بالايي قفس باشند چر كه با مدفوع پرنده آلوده ميشوند. آب هميشه تازه و تميز بايددر اختيار پرنده باشد. كف قفس بايد هر روز و كل قفس 3-4 روز يك بار تميز شوند.
ميله داخل قفس: ميلههاي چوبي نسبت به پلاستيكي ارجح هستند ضمن اينكه بهتر است قطر ميلهها متفاوت باشد. بهطور كلي قراردادن شاخه درخت بويژه به جاي ميلههاي بالايي قفس مناسبتر است چرا كه پرنده ميتواند از آن بالا رفتهضمنا ناخنهايش نيز ساييده ميشود. براي اين كار ميتوان يك ساقه به قطر 1-1/5 سانتيمتر پيدا كرده كه عاري ازسمپاشي، قارچ و مدفوع پرندگان وحشي باشد سپس برگ و شاخههاي اضافي آن را قطع كرده و داخل قفس قرار داد.
اسباب بازي: مرغ عشق آينه را دوست دارد. ميتوان يك آينه كوچك را داخل قفس قرار داد يا بهتر است يك آينهديواري كنار قفس باشد تا پرنده خود را ببيند. اسباب بازيهاي ديگر مورد علاقه مرغ عشق شامل نردبان، تاب، توپپينگپنگ آويزان و زنگ ميباشند.
v تمرين و ورزش
مرغ عشق نياز به پرواز آزاد دارد. در صورتيكه پرنده شما به قفس عادت كرده، ميتواند هر روز بيرون بيايد و در اتاقپرواز كند. براي اين كار ابتدا بايد شرايط اتاق كاملا مناسب باشد. در و پنجرهها بسته، بخاريها خاموش و سگ و گربه دراتاق نباشد. آنگاه ميتوان در قفس را باز كرده تا پرنده 20-30 دقيقه بازي كند. پرندهاي كه به قفس خود عادت كرده پس ازاين مدت باز خواهد گشت بويژه اگر به طور منظم براي بازي بيرون آورده شود.
v صحبت كردن
مرغ عشق تا حدي قادر است صحبت كردن را بياموزد. بهترين زمان براي ياد دادن از حدود 5-6 هفتگي است. پرندهنر از نظر يادگيري بهتر از ماده ميباشد. براي ياد دادن بايد توجه كرد كه كلمه بدقت و بارها تكرار شود. با توجه به اينكهپرنده معني كلمه را نميفهمد بايد كلمه به يك شكل تكرار گردد.
v تغذيه
غذاي اصلي مرغ عشق در اسارت و آزادي دانه است. دانهها شمال 2 گروه مهم هستند:
1ـ دانه غلات: كربوهيدرات زياد و چربي كم دارند; مانند ارزن و ذرت.
2ـ دانههاي روغني: چربي زياد و كربوهيدرات كم دارند; مانند تخم آفتابگردان يا تخم كتان.
غذاي مناسب مرغ عشق شامل دانه قناري و ارزن ميباشد ولي اين تركيب غذاي كاملي نيست بويژه هنگام توليد مثلو براي بالانس كردن آن اضافه كردن يك دانه روغني (مانند تخم كتان) لازم است. علاوه بر اينها سبزيجات (مانند هويج،كلم)، ميوههاي تازه (مانند سيب، انگور) و نيز مكمل توصيه ميشوند. بايد توجه داشت كه هر نوع تغيير جيره به تدريجانجام شود.
مكمل: دو مكمل مهم براي مرغ عشق سنگريزه (يا شن) و كف دريا ميباشند. پرندگان دانهخوار از جمله مرغ عشقاغلب قبل از خوردن دانه اقدام به خوردن سنگريزه ميكنند. سنگريزه در سنگدان پرنده كمك به شكستن دانه كرده ونقش مهمي در هضم آن دارد. بايد توجه داشت كه سنگريزه آلوده نباشد. كف دريا يك منبع با ارزش كلسيم است ضمناپرنده جوان از آن براي اصلاح منقارش نيز استفاده ميكند. بهتر است در جايي فيكس باشد تا توسط پرنده جابجا نشود.
آب (براي نوشيدن و استحمام)
مرغ عشق به آب كمي نياز دارد ولي آب تازه در ظرف تميز بايد هميشه در دسترس باشد. بهتر است آب هر روزعوض شود.
پرنده براي آراستن پرهاي خود نيز نياز به آب دارد. برخي پرندهها براي استحمام ظرف آب را دوست دارند و برخيديگر را ميتوان به آرامي اسپري زد. بايد توجه داشت كه اين كار در يك روز خوب و گرم انجام شود و پرنده قبل ازخوابيدن خود زمان مناسب براي خشك شدن داشته باشد.
v توليد مثل
براي موفقيت در جوجه گرفتن بايد به موارد زير توجه شود:
1ـ فراهم آوردن شرايط مناسب نگهداري و تغذيه
2ـ قرار دادن جعبه آشيانه (شكل 3): يك محرك براي توليد مثل محسوب ميشود. براي مرغ عشق جعبه آشيانه به اندازه23‚17‚17 سانتيمتر و ورودي به قطر 4-5 سانتيمتر مناسب است. وجود يك ميله جلوي سوراخ ورودي كمك ميكندپرنده نر جفت خود را هنگام خوابيدن روي تخمها بهتر تغذيه كند. بهتر است كف جعبه آشيانه كشويي باشد (مانندشكل) تا تميز كردن آن به سادگي صورت گيرد. ضمنا مرغ عشق تخم را مستقيما روي چوب ميگذارد و نياز به مادهديگري نيست.
3ـ استرس: استرس را بايد به حداقل رساند. صاحبان وسواسي يا فضول كه بطور متناوب داخل جعبه آشيانه را نگاهميكنند و نيز ظاهر شدن شكارچيان مانند گربه اطراف قفس از عوامل مهم استرس محسوب ميشوند.
4ـ نقش تحريك ساير پرندگان: ميتوان 2 جفت مرغ عشق را در قفسهاي مجزا ولي در كنار يكديگر قرار داد. صداي هرجفت ميتواند جفت مقابل را به نشان دادن رفتار توليد مثلي تشويق كند.
5ـ تأثير نور: افزايش تدريجي مدت زمان وجود نور تحريك مناسبي است. فصل جفتگيري مرغ عشق >معمولا< بهار وتابستان است.
v بيماريهاي مهم
رشد بيش از حد ناخنها و منقار: در صورت بروز اين پديده بايد از محلي كه فاقد عروق خوني هستند كوتاه شوند. اگرانجام آن مشكل است به دامپزشك مراجعه كنيد.
سرماخوردگي: نشانههاي اين بيماري تب، كاهش اشتها و حركات مداوم دم است. بيماري در صورت پيشرفت بهذاتالريه منتهي ميشود. علاوه بر درمان دارويي بايد دماي اتاق را تا 27 درجه سانتيگراد بالا برده و ثابت نگه داشت. بهاشتها آمدن پرنده تأثير زيادي در بهبودي دارد بنابراين بايد غذاهاي مورد علاقه پرنده به همراه ويتامين B به آن داده شود.
بيماري پسيتاكوز: اهميت اين بيماري در قابليت انتقال آن از مرغ عشق (و ساير طوطيها) به انسان ميباشد. برايجلوگيري از اين امر، مرغ عشق را از جاهاي كاملا مطمئن خريداري كرده و در صورت مشاهده علائمي چون لاغري،كسالت، ريزش از بيني و اسهال سبز ضمن قطع تماس با پرنده به دامپزشك مراجعه كنيد.
كنترل بيماري تاج آبي(هيستومونيازيس)
محققين دردانشگاه جورجيا ايالات متحده تلاش هاي غيرموفقيت آميزي جهت كنترل بيماري تاج آبي ) Black head ( درجوجه ها به وسيله داروهاي ضدكوكسيديوز انجام داده اند. بيماري هيستومونيازيس به خوبي شناخته شده است كه سبب تلفات شديد دربوقلمونها مي شود. ولي به نظر نمي آيد كه مشكل عمده اي رادرپولت هاي مادرجوجه هاي گوشتي و پولت هاي تخمگذار ايجاد نمايد. علت مرگ ومير، حركت و مهاجرت عامل بيماري زا Histomoniasis meleagris ازسكوم به سمت كبد و تخريب كبد مي باشد. مطالعات قبلي نشان داده اند كه ضايعه درصورت وجود عامل كوكسيد ياتشديد مي يابدو لذا به طور مشابه چندين آزمايش توسط هردوعامل بيماريزا انجام گرفته شده است. برخي از داروهاي آنتي بيوتيك و ضدكوكسيديوز اثرات سودمندي دربهبود پرندگان مبتلا داشته اند، ولي ضايعات كبدي مرتبط به اين بيماري كاهش نيافت. ميزان بالاي برخي از داروها، ضايعات كبدي راكاهش داد ولي اثر سودمند ديگري نشان نداد. گرچه دانشمندان نتوانسته اند درمورد اين اثرات توضيحي بدهند بااين وجود، فقط نيكاربازين به ميزان 0125/0% درخوراك به طور بارزي ضايعات كبدي را كاهش داد.
آسيت بيشتر در اثر ناراحتي مزمن يا احتقاني قلب است، جايي كه نيمه راست قلب يا عمل تلمبه اي،خون را به ششها منتقل مي كند. عواقب اين ضايعه احتقاني قلب،جمع شدن مايع شفاف و بيرنگ در محوطه شكمي است و نتيجة آن، ايجاد ناراحتي در حين حركت است. در شرايط حاد، مايع شفاف به ساير نواحي نفوذ كرده ومنجر به تلفات در جوجه ها مي گردد. در شرايط مختلف تلفات تا سن 6 هفتگي، بين 2 تا 10 درصد متغير است.
پيشرفت آسيت :
در واقع پيشرفت آسيت يا تجمع مايع يك ضايعه مكانيكي در دستگاه قلبي عروقي است، قلب يك عضو تلمبه كننده اصلي خون مي باشد كه باعث گردش خون در تمام اعضاي بدن مي گردد. گردش خون سبب رساندن اكسيژن و مواد غذايي و حذف و انتقال دي اكسيد كربن و ساير مواد مضر از اعضاي بدن مي شود. در حالت طبيعي عضلات اسكلتي متناسب با اندازه ششها بزرگ مي شوند و ظرفيت تلمبه اي قلب نيز تحت شرايط طبيعي و ميزان احتياجات فيزيولـوژيكي اعضاي بدن ميباشد. درانتخاب ژنتيكي گله هاي گوشتي به اين نكته اهمي داده مي شود كه بافت عضلاني بدون بدون تناسب با ديگر اعضاي بدن رشد رشد بيشتري داشته باشند. بنابر اين جوجه هايي با توده عضلاني بيشتر توليد مي گردند. در حالي كه 25 درصد ( نسبت به حالت طبيعي ) كمبود ظرفيت ششي در اين جوجه ها مشاهده خواهد شد. با وجود توده هاي عضلاني بيشتر، به ميزان خون بيشتري نياز مي باشد تا اكسيژن و مواد غذايي ضروري را تأمين و دي اكسيد كربن و سموم متابوليسمي را منتقل كند. در پاسخ به اين نياز،سمت راست قلب خون بيشتري را از ميان شش ها تلمبه نموده ولي اندازه ششها متناسب با توده عضلاني رشد نيافته است. بنابراين به مازاد خون در گردش،اجازه عبور نخواهد داد. با اين حال حجم خون اضلفي از ششها عبور مي كند و يك افزايش فشار خون سرخرگي از قلب به ششها خواهيم داشت. افزايش فشار خون باعث گشاد شدن بطن راست شده در نهايت باعث گشاد شدن دريچه هاي قلب مي گردد. دريچه ها قادر نخواهند بود كه خوب بسته شوند و بالاخره خون تلمبه شده عقب ميزند.بنابراين مقداري از اين خون عقب زده شده، از سرخرگها به درون سياهرگهاي اصلي پس زده و فشار آنها نيز بالا مي رود. افزايش فشار خون در كبد (مهمترين اندام تصفيه كنندة خون سياهرگهاي قلب) باعث آسيب شديد و تورم سلولهاي كبدي مي شود.اين افزايش فشار خون، سبب ايجاد فشار جدي به پلاسماي خون شده و باعث عبور پلاسما از درون رگهاي خوني و بافت هاي سست شدة جدار رگها گرديده و پلاسما در داخل محوطه شكمي تجمع مي يابد. نفوذ پلاسما در محوطه شكمي ادامه يافته و در نهايت غلظت خون بالا رفته و براي عبور خون غليظ از مويرگها نياز به فشار خون بيشتري است. اين امر سبب تشديد ضايعه گرديده و بازخور مثبت ايجاد مي كنند.
علت آسيت
علت اساسي آسيت ژنتيكي است و در جوجه هاي با سرعت رشد بالا ، ديده مي شود. شرايط غير عفوني فقط به خصوصيات فردي جوجه ها بستگي دارد و اين شرايط ژنتيكي باعث يك سري ضايعات متابوليكي و فيزيولوژيكي مي شود كه تحت تأثير عوامل تغذيه اي قرار مي گيرد. معمولا" آسيت در جنس نر( از سن سه هفتگي به بعد) بيشتر ديده مي شود.
كنترل آسيت
كنترل آسيت فقط از طريق انتخاب ژنتيكي به انجام مي رسد كه يك روند آهسته است و امكانپذير نيست مگر اينكه شاخص مهمي مثل افزايش رشد را از دست بدهيم تا كنون كنترل از طريق ژنتيكي تنها توسط كنترل عوامل ايجادكننده آسيت در گله هاي تجارتي امكانپذير بوده است. آزمايشهاي تجربي در شرايط جغرافيايي مختلف، باعث كشف يكسري عوامل تشديد كننده آسيت شده است. همچنين ثابت شده عوامل كشاورزي و مديريتي، همه نژادها به طور يكسان نتيجه آزمايش را از نظر درجه تلفات نشان نمي دهند. در هر حال تلفات ناشي از آسيت در همه نژادها قابل مشاهده مي باشد. بنابر اين انتخاب نژادهاي گوشتي با درصد استعداد پايين ژنتيكي به آسيت، ممكن است مطلوب باشد، بخصوص در مناطقي كه شرايط جغرافيايي به گونه اي باشد كه نتوانيم به طور كامل بيماري را كنترل يا حذف كنيم. قابليت ابتلاء به بيماري در جوجه هاي نر بيشتر از ماده ها است و تنها علت آن استعداد سرعت بيشتر در نرها مي باشد.در مورد تأثير هورمونها بخصوص هورمون رشد با منشأ تيروئيدي در روند ايجاد بيماري، تحقيقات همچنان ادامه دارد. بدنبال اين نقطه تجربي به صلاح است كه جوجه هاي گوشتي نر تحت شرايط مديريتي و محيطي مطلوب تحت نظر و توجه بيشتري باشند. ارتباط آسيت با برونشيت عفوني عفونت برونشيت ويروسي در همه گله هاي جوجه گوشتي به صورت تك گير است و سيماي اصلي اين عفونت چنين است: 1- ويروس داراي حدت واگيري نسبتا" زيادي است.2- دوره كمون بيماري كوتاه است. 3- بيماري به سرعت در گله منتشر مي شود. 4- طول دوره بيماري 15-10 روز است. 5- اندامهاي اصلي مورد حمله ويروسي نايژه ها، ششها و كليه ها هستند. 6- جوجه هاي گوشتي نر بيشتر حساس هستند. 7- درصد تلفات در جوجه هاي نر بيشتر است. 8- حساسيت به بيماري با افزايش درصد پروتئين جيره طيور، بيشتر مي شود. 9- هواي سرد و يا كوران حساسيت به عفونت را بيشتر مي كند. 10- پادتن هاي مادري پرنده را عليه عفونت طبيعي محافظت مي كنند. ار آنجايي كه عفونت برونشيت تك گير است بنابر اين تمام گله هاي تجارتي بوسيله واكسن تخفيف حدت يافته برونشيت عفوني يك يا دو بار واكسينه مي شوند و ويروس موجود در واكسن همان اندامهاي هدف را تحت تأثير قرار مي دهد. تجربه نشان داده در گله هايي كه واكنش به واكسن شديد وطولاني است، تلفات ناشي از آسيت بيشتر است( بخصوص در نرها). عكس العمل نسبت به واكسن،در شرايط سرد خيلي شديد است. بخصوص مواقعي كه درجه حرارت محيط كمتر از حد مجاز است، بروز آسيت نيز بيشتر ديده مي شود. در آزمايش نشان داده شده در مواردي كه عارضه آسيب شناختي برونشيت شديدتر است تلفات ناشي از آسيت نيز بيشتر گرديده است. اثر واكسن ممكن است در ارتباط با گونه هاي بخصوص از ويروس واكسن باشد كه در واقع در ارتباط با بيماريزايي و آسيبهاي شديد به بافت ريه است. بنابر اين واكسن مرحله دوم ممكن است براي جلوگيري از بروز آسيت مؤثرتر باشد زيرا واكسن ويروسي ممكن است محافظت كافي عليه سويه هاي مزرعه فراهم نكرده و در جلوگيري از عفونت طبيعي باقي بگذارد بخصوص اگر واكسيناسيون عقب بيفتد.
محيط
آزمايشات تجربي نشان مي دهد كه قرارگرفتن طيور حتي در شرايط سرد محيطي براي مدت كوتاهي باعث بروز آسيت مي شود. در شرايط سرد هنگام جوجه درآوري يا مواقع حمل ونقل جوجه ها و يا حتي دماي ناكافي دستگاه جوجه كشي نيز باعث ايجاد آسيت مي شود.
نور
در شرايطي كه نور بصورت متناوب تا 23 ساعت در شبانه روز است، تلفات افزايش يافته و براي جلوگيري از تلفات مي توان ساعت تاريكي را افزايش داد. نور مداوم به طيور اجازه مي دهد كه مقدار غذاي بيشتري خورده و بالطبع ميزان رشد بالا رفته و بروز آسيت در پي خواهد داشت. در حاليكه ميتوان با دادن ميزان تاريكي كنترل شده از بروز آن جلوگيري كرد.
سديم كافي جيره
سديم بعنوان عنصر معدني كم نياز (ميكروالمنت) در جيره ضروري است و عموما" به صورت كلريد سديم يا بيكربنات سديم در غذاي طيور گوشتي اضافه مي شود. اثر افزايش سديم به جيره بخصوص در مرحله رشد، باعث افزايش احتمال آسيت در طيور است كه ايجاد آن در اثر افزايش حجم خون و بنابراين افزايش فشار خون است. كاربرد تجربي الكتروليت ها در جيره بخصوص در مواقع ابتلا به نفروز ناشي از عفونت ويروسي يا برونشيت عفوني حتي در مواقع افزايش استرس، باعث افزايش تلفات مي شود. بنابراين تنظيم الكتروليت ها يا در اصل بالا بردن سطح سديم در جيره بايستي با دقت تمام انجام شود بخصوص در نژادهايي كه احتمال بروز أسيت در آنها نيز بالا است.
سن گله توليدكننده تخم مرغ جوجه كشي
گزارشي از يك مشاهده تجربي نشان مي دهدكه احتمال آسيت در طيور گوشتي كه از تخم مرغ هاي مادر 28 هفته ايجاد شده اند، زياد است.آسيب در گروهي از طيور گوشتي كه جثه نسبتا" كوچك دارند و بالطبع اعضاء داخلي بدن آنها (شش ها) نيز در روز اول كوچك است ولي سرعت رشد در آنها بالا بوده، بيشتر ديده مي شود كه علت آن به ميزان احتياجات فيزيولوژيكي زياد و همچنين نياز به كسب اكسيژن بالا و مواد غذايي است.
بيماريهاي رايج در انسان و دام به دو دوره تقسيم مي شوند ، دوره پنهان يا كمون و دوره آشكار يا مرحله ظهور آثار و علائم بيماري.
واضح است كه انسان در بسياري موارد قبل از شروع مرحله اصلي بيماري ، قادر است با ابراز مشكلات خود باعث كنترل بيماري و بهبودي كامل شود ، بطور طبيعي در دام و طيور اين چنين نمي باشد و در عمده موارد آثار و علائم بيماري زماني ظاهر مي شود كه در واقع بيماري ضايعات خود را بر جاي گذاشته است.
در اين مقاله سعي شده است در مورد بعضي از بيماري هاي رايج در طيور و دوره كمون آنها و همچنين مدت زمان درگيري يعني زماني كه بيماري به صورت باليني Course of diseases ظاهر مي گردد ، توضيحات بيشتري ارائه شود.لازم به ذكر است كه زمانهاي ذكر شده بر اساس تاريخچه گله هاي مختلف تنظيم گرديده است.دوره بيماري در گله ها تحت تاثير عوامل متفاوت از قبيل سن ، توانائي جسمي ، حد عامل بيماري زا ، وجود انگلها و مديريت قابل تغيير مي باشد.مجموعه اين عوامل بر روي حساسيت پرنده نسبت به بيماري موثر بوده عملكرد گله را متغير مي سازد.
در جداول ارائه شده ، بيماريها به سه دسته تقسيم شده اند:
1-بيماريهاي سيستم تنفسي كه سبب درگيري مجاري تنفسي ، ريه ها و كيسه هاي هوائي مي شوند و شامل بيماريهاي ويروسي ، باكتريهائي و قارچي مي باشند.
2-بيماريهاي ويروسي غير تنفسي
3-بيماريهاي باكتريائي غير تنفسي
مهمترين بيماريهاي سيستم تنفسي پرندگان
الف-بيماريهاي ويروسي
|
دوره بيماري |
دوره كمون |
نام بيماري |
|
10 تا 14 روز |
3 تا 5 روز |
آنفلوانزا(AI) |
|
آهسته و طولاني مدت |
4 تا 10 روز |
آبله(FP) |
|
10 تا 14 ساعت |
17 تا 36 ساعت |
برونشيت عفوني(IB) |
|
7 تا 14 روز |
2 تا 12 روز |
لارنگوتراكئيت(ILT) |
|
10 تا 14 روز |
5 تا 7 روز |
نيوكاسل(ND) |
|
10 تا 14 روز |
2 تا 7 روز |
پنوموويروس تيپ 1 كبوتر(1-MV |
|
5 تا 10 روز |
3 تا 5 روز |
سندروم تورم سر (SHS) |
|
14 تا 28 روز |
3 تا 5 روز |
نيوكاسل فوق حاد(VVND) |
.
واكسنهايي كه در پيشگيري بيماريهاي طيور مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از :
(1) واكسن بيماريهاي مارك Marek’s disease vaccine(MD.Vac)
(2) واكسن بيماري نيوكاسل Newcastle disease Vaccine (ND.Vac)
(3) واكسن بيماري گامبورو Bursal disease Vaccine (IBD.Vac)
(4) واكسن بيماري برونشيت عفوني Infectious bronchitis Vaccine (IB.Vac)
(5) واكسن بيماري لارنگوتراكئيت عفوني طيور Infectious Iaryngotracheitis Vaccine (ILT.Vac)
(6) واكسن بيماري آبله طيور Fowl pox vaccine (Fp.Vac)
(7) واكسن بيماري آنسفالوميليت طيور E.Vac) A)Infectious avian encephalomyelitis vaccine
(8) واكسن بيماري كوريزاي عفوني طيور Infecious coryza vaccine(EDS.Vac)
(9) واكسن بيماري سندروم كاهش توليد EDS,76 vaccine (FC.Vac)
(10) واكسن بيماري پاستورلوزيا وباي مرغان Fowl cholera vaccine (FC.Vac)
اخطار
(1) كليه واكسنهايي كه از ويروس يا باكتري تهيه شده اند بايد در پناه نور و حرارات ودقيقا" برابر دستورالعمل مؤسسه سازنده از نظر نگهداري، بكارگيري وروش واكسيناسون به كار گرفته شوند.
(2) از مصرف كليه واكسنها، مواد بيولوژيك وداروهايي كه فاقد برچسب ودستورالعمل مؤسسه وشماره توليدLOT/Batch) ) و تاريخ مصرف ( Expiry date ) باشند بايد اكيدا" خودداري شود.